سلام سمانه جونم صبحت بخیر عزیزم خوبی ناز نازی؟؟؟ قربونت برم..
سمانه یه وب جدید درست کردم ادرسش رو برات آف لاین گذاشتم سمانه از این به بعد تو اونجا مینویسم تا زمانی که اون یکی سرور حالش خوب بشه باشه سمانه جونم ؟ مرسی.![]()
![]()
سمانه االن هم میرم بنویسم بندازمشتو اون یکی وب قوبون سمانه ی خوبم برم .. سمانه یه چیز دثگه یادم رفته بود بگم عزیزم من این وب رو فردا پس فردا حذفش میکنم سمانه اگه شده تو هم وب قبلیت رو حذف کن باشه
سمانه جونم مرسی گل من خیلی خوبی خیلی![]()
![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جونم خوبی ناز مهربون ؟؟؟
خوبی دل نازم؟؟ سمانه دوستت دارم
هر چی هم میگزره بیشتر تر .. سمانه ناز من قشنگ من خیلی خیلی ممنونم که برام دو تا وب نوشتی سمانه درسته من برات سه تا وب نوشتم ولی احساسات تو توی این دو تا وبت خیلی بیشتر از سه تا وب بود.. سمانه مرسی مرسی جونم....![]()
![]()
![]()
سمانه به خدا اون روز که که برق ها رفت و اون همه که برات نوشته بودم همش پرید سمانه تا عصری از کام متنفر بودم از همه چیز اتاقم سمانه نمیدونستی که آدم چه حالی پیدا میکنه آره آره میدونم خودت تجربه کردی(تایپ) ولی سمانه این ها رو که من نوشته بودم حرف دلم بود سمانه دیگه نمیشد اون همه رو دوباره نوشت سمانه نه عزیزم اجازه بده نگم اخه زیاد هم مسئله ی خوشحال کننده ای نیست من یه لحظه احساساتی شدم ولی خدا نزاشت به دستت برسه ولی سمانه قول میدم بعدا که فرصتش رسید همش رو برات بگم باشه؟؟؟ قول میدم ااا قول دام دیگه ![]()
سمانه این همه دعوام کردی هیچ فکر کردی تو خودت برا من چی نوشتی ؟؟؟ خب به مامان جون میگی تا برا من کار پیدا نکردن من ور دلتون میمونم خب عکس العمل این عمل تو هم همونی بود که من نوشتم خب سمانه من اگه شرایط تو رو داشتم و مامان من هم می خواست برا من یه زن مورد دلخواه خودش رو بگیره اون وقت من بهش میگفتم مامان برا من کار پیدا کنید اون وقت ازدواج میکنم سمانه تو چی فکر میکردی ؟؟؟ تو رو خدا یه لحظه خودت رو بزار جای من دیدی من اشتباه کردم خب اون وقت ببخشم سمانه من دوستت دارم به خاطر همینه که یه کمی زیاد نگرانم شاید اینقدر نگران بودن من لزومی نداشته باشه ولی چی کار کنم که دلم .. خب دلم میخواتت دیگه سمانه....![]()
وای سمانه ببین چقدر حرفای بد میزینی دستت درد نکنه حالا من شدم بی معرفت دیگه اخه سمانه من که برات توضیح دادم سمناه اگه اشتباه میکنم خب برام توضیح بده دیگه باشه؟؟ اون وقت دلم آروم میگیره....
سمانه این دختر خاله ی تو کیهههههههههههههه؟؟؟ اون چطور احساسی داره؟؟؟ اونم که مثل دخترای.... هست سمانه تو که این جور فکر نمیکنی ؟؟؟ میدونم حتما میدونم که تو اینجور فکر نمیکنی سمانه از دختر خالت بعیده این حرفا روبزنه سمانه میدونی من هم وقتی خوندم بزار یه کمی رک بگم میدونی چقدر از دختر خالت متنفر شدم؟؟؟(سمانه جون ببخش ها اینو گفتم ولی اگه نمیگفتم منفجر میشدم دیگه) سمانه به نظر من خدا همه چیز رو خوب میدونه هر کس رو بنا به لیاقت خودش به یکی دیگه میرسونه اصلا اون دختر خالت عشق رو درک کرده؟؟؟ یا فقط هدفش دوست داشتنه؟؟؟؟ اصلا میدونه عشق یعنی چی؟؟ درسه ۶ سال با یکی بوده ولی بااین حرفایی که میزنه .. ( پس پسره زیاد هم گناهکار نیست من رو باش که همش یک طرفه قضاوت میکردم ... سمانه یعنی اون ۶ سال با اون پسره بوده به امید اینکه اگه یکی بهتر از اون پیدا شد دیگه اون پسره هیچ.. یعنی اون پسر احساس نداره؟؟؟؟یعنی اون پسره عشق نداره؟؟؟.........) راستی سمانه تو بهش بگو اگه اون وقت ها (حتما بهش بگی ها) همون وقت هایی که با اون دوست بوده یکی به تو این حرفا رو میزد بهش چی میگفتی ؟؟ سمانه اگه باز هم همون حرف رو زد از انسانیت بویی نبرده .. من نمیدونم اینا رو که من بهت میگم خوبه یا....... اخه هر چی باشه دختر خاله ی تو هستش ولی... سمانه من از آینده ی فکری تو میترسم اونم خیلی.. اخه هر چی باشه درسته تو عمل نمیکنی ولی میگن کمال همنشین در من اثر کرد... سمانه این حرف منو به عنوان یه دوست یا یه معشوق یا .. یا یه برادر از من قبول کن سمانه تامیتونی باهاش راجب این مسائل حرف نزن .. سمانه شاید فکر کنی من به خاطر منافع خودم میگم سمانه شاید هم این طوری باشه .. ولی سمانه این حرفا که اون میزنه رفته رفته آدم رو به انحراف فکری می کشونه مواظب باش مواظب باش...سمانه جون به خاطر من دیگه باهاش از این حرفا نزن ... خدا کنه اونم درست بشه.... سمانه میدونی درسته که من خودم این حرف رو یه روزی خودم بهت گفتم بهت گفتم که اگه یه روز یکی خوب پیدا شد منو در نظر نگیری تو هم گفتی رئیس جمهور هم بیاد من تورو میخوام سمانه یادته؟؟ سمانه میدونی باور کن خوشبختی تو تمام فکر و ذکر منه سمانه اگه بفهم تو با یه کاری خوشبخت میشی بدون چون و چرا انجامش میدم ولی سمانه تو ان موقع به من گفتی تا اونجایی که بتونم می مونم .. سمانه دیگه از اون به بعد من یه جور دیگه نگاه میکنم سمانه من اونقدر عاشقت شدم که فقط دیگه تو رو میخوام فقط فقط تو سمانه فکر کنم اگه دختر خالت اینها رو میدونست این حرفا رو نمیزد آره؟؟؟؟؟؟ سمانه اینو بدونم که تا عمر دارم فراموشت نمیکنم و همیشه دوستارت هستم و خواهم موند.... خاهم موند خواهم موند..
سمانه من تقصیری دارم عزیزم؟؟؟؟ . تو همش از جدایی حرف می زنی همش .. سمانه میدونم دلشوره داری میدونم توی دلت آشوبه خب من هم دلم آشوبه من هم دلم وقتی به این ها فکر میکنم دلم میلرزه ولی سمانه اگه ما به اینها فکر کنیم دیگه خب دیگه اونقدر دلامون از این حرفا پر میشه که دیگه جایی واسه صبر کردن پیدا نمیشه .. سمانه من همش از این میترسم سمانه جونم وای سمانه من اصلا قصد نداشتم که تو ناراحت بشی سمانه به خدا اگه میدونستم دل نازت ناراحت میشه اصلا این حرفا رو نمی زدم سمانه ببخش هادیت رو ببخش سمانه میبینی همش من اشتباه میکنم تو با اون دل بزرگت منومی بخشی خب اینم روش میدونم که می بخشی سمانه هادی دوستت داره خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد .... سمانه این دستهام و این شونم با تمام احساسم تقیدیم تو سمانه دستام واسه دلداری و شونم واسه غم زدایی سمانه دوستت دارم تا دل تو سینه دارم....![]()
![]()
![]()
ا وایی سمانه چی کار کردی؟؟
دختر چقدر شیطونی کردی![]()
![]()
![]()
سمناه اخ که مردم از خنده سمانه تو اخه اونجا چی کار میکردی دل شیر داری ...سمانه ای بابا به اقاهه![]()
گفتی وسائلم جا مونده وای سمانه تو دیشب بچه شده بودی؟؟؟؟![]()
![]()
وای مامانت چقدر شیرین گفته حتما هول شده سمانه خیلی کار با مزه انجام داده بودی اگه من اونجا بودم یه نیم ساعتی از کار تو خشکم میزد سمانه دوستت دارم می بینی چقدر زرنگی حالا هی بگو من کجام زرنگه.. ولی ای شیطون منکه میدونم زرنگی
پس دیگه هر چقدر میگی بگو..... سمانه جونم عزیزم چرا نمیشه چرا نمیشه با هم بریم به مسافرت سمانه تو دعاکن .. به قول معروف دعاش با تو بردنش با من...
....
سمانه عزیزم نه کلاس رو نمیزنم زمین سمانه کلاسمون از ساعت ۷.۳۰ تا ۹ هستش خب تا عصر ساعت ۴ هم کلاس ندارم سمانه خب من میتونم نیم ساعته برسم دیگه سمانه نه فردا رو با هم بریم عزیز گفتی که خیلی وقته که ندیدمت خب من هم ندیدمت و بی صبرانه منتظر توهستم سمانه فردا ساعت ۱۰ منتظرتم ها باشه ؟؟؟ ساعت ۱۰ بریم به به باز هم به به![]()
سمانه دوستت دارم خیلی خیلی ...![]()
سمانه جون عزیزم خدا دختر خالت رو خوشبخت کنه ولی سمانه اگه ازدواج کرد من دیگه شیرنی نمیخوام سمانه خدا خوشبختش کنه .. سمانه خدا همه رو خوشبخت کنه...
سمانه دوستت دارم خیلی عزیز میدونی که چقدر هستش پس فقط میتونم بگم دوستت دارم اندازش رو خودت میدونی دیگه![]()
![]()
![]()
![]()
سمانه ساعت ۱۰ منتظر شکوفا شدم گلم هستم....![]()
سلام سمانه سمانه خوبی؟؟ سمانه فکر کنم این سومین وبی هست که من برات مینویسم و احتمالا تو نمیتونی بخونی... سمانه حالا حتما خونه ی مامان جونت مهمونی هستش سمانه الان توی مهمونی هستی نه ؟؟؟ سمانه جای من خالی..
سمانه عزیزم ما هم رفیتم برگشتیم احتمالا بابا و مامان عصری دور بر های ۷ برند ولی من وخواهرم نمیرم سمانه پرسیدم گفت ساعت ۱۱.۳۰ پرواز هستش ولی باید از ساعت ۷ اونجا باشند سمانه کاش من هم میتونستم بیام شاید اونجا می تونستم تو ورو ببینم.. راستی سمانه حرف منو یادت نرفته که به مامان جونت بگی؟؟؟ سمانه درسته که الان یاد آوری من دیگه خیلی دیر شده ولی خدا کنه دوباره به یادش بندازی....![]()
سمانه راستی عزیز فکر کنم تو امشب دیر بیایی نتونی بنویسی فردا هم بنویسی که من خونه نیستم پس همه چیز رو بنویس که عصری اومدم خونه همش رو ببینم سمانه راستی قرارمون یادت نرفته که؟ قراره تموم ۱ شنبه رو با هم باشیم باشه سمانه جونم راستی باز هم مثل همیشه به مامانت اینا نگی ها کی برمیگردی باشه ...؟؟ سمانه میدونی دیگه کجا میخواییم بریم وای سمانه جون خیلی دلم میخواد ببینمت وای که از الان دارم لحظه شماری میکنم. سمانه بعد از ۴۱ ساعت و ۵۰ دقیقه می بینمت وای سمانه چقدر من اون لحظه رو میخوام انگاری تا حالا این جوری با هم بیرون نرفتیم ..
سمانه می بینی هوا رو ؟؟؟ چقدر دل گیره خودش هم عصر جمعه و دلگیری وای حالا بیشتر از هر موقع دیگه به تو نیاز دارم ولی چی کار کنم که باید صبر کنم سمانه چقدر هوا دلگیره... من دلم گرفته تو هم دلت گرفته؟؟/ سمان دلت گرفته بیا پیش من بیا بغلم بیا بغلی سمانه بیا دیگه بیا یه بوس هم بده سمانه من تنهام خیلی تنها.... خیلی دوستت دارم ![]()
![]()
سمانه راستی میگم تو گفتی با ماشین بریم دانشگاه ولی سمانه اخه اون وقت با ماشین بریم با ماشین بیاییم اون وقت چطوری بریم بستنی؟؟؟
فکر اینجاش رو کرده بودی؟؟؟؟ ماشین که وانمیسته ما بریم برگردیم.... سمانه من که هنگ کردم فکر کن ببین راه حلی پیدا میشه؟؟؟؟ اگه پیدا کردی زودی منو خبر کن باشه ؟؟
راستی سمانه دختر خالت رو به فکر انداخته بودی نتیجش چی شد؟؟ ما شیرنی میخوریم؟؟ وای کاش ازدواج کنند لااقل من شیرنی بخورم ![]()
شوخی کردم بابا انشا.. اگه قبول کرد خدا خوشبختشون کنه البته خودشون هم تلاش کنند خوشبخت بشند الهی.... خوش به حالشون .. کاش همیشه این طور باشه همیشه ادم شاهد ازدواج دیگرن باشه اون وقت میبینی یه وقت شاهد ازدواج خودت هستی... سمانه بالاخره اگه تصمیمش رو گرفت به من هم بگو ببینم شیرنی بخور هستیم یا نه از الان بهش بگی ها اگه قبول کرد هادی شیرنی می خواد![]()
سمانه راستی از اون پسره چه خبر؟؟ همونی که قبلا با دختر خالت آشنا بود باز هم همون کار های احمقانش رو انجام میده؟؟؟؟ فکر کنم بفهمه دختر خالت ازدواج کرده دیگه آدم بشه... خدا کنه همه آدم بشند.
راستی سمانه این دختر خالت من نفهمیدم چطوری خواستگاریش رو سر کار گذاشته یه کم واضح بگو که من هم بفهمم بعدا دیگه من سر کاری نباشم
باشه؟؟؟ یه چیز هایی گفتی ولی الان چندمین باره میخونم هیچی گیرم نمیاد ..آخه تازگی ها آی کیوی من خاموش شده
چی کار کنم خب...
سمانه راستی این شماره گر رو می بینی کنار وب گذاشتم انگاری مثل من خوابیده اخه خود من لااقل بعد از گذاشتن این شماره گر ۳ یا ۴ بار به وب خودم اومدم ولی باز هم مینویسه شما باز دید کننده شماره ۱ هستید ببینم اگه از خواب بیدار شد که شد نشد از وبم بیرونش میکنم راستی سمانه من هم تلاش میکنم یه وب جدید درست کنم اگه درست کردم آدرسش رو موقع دیدنت بهت میدم ..
سمانه میدونی الان موقع چیه؟؟؟ آره موقع رفتن به رویا هم شرایطش خوبه هم هوا دلگیره و هم تو رو میخوام سمانه میرم به رویا تو هم بیا باشه بیا با همب بریم به .... اصلا به همه جا... دوستت دارم.![]()
![]()
سمانه همیشه با نگاه سبزت من رو به رویا میبری می خندی منو عاشقتر میکنی حرف میزنی دلم واست پر پر میزنه عاشق توهستم به تمام معنا .. سمانه همیشه پیشم باش همیشه.. با تمام احساسات وجودم دوستت دارم سمانه تا فردا عصری ![]()
![]()
![]()
![]()
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت من همه محو تماشای نگاهت
سلام سمانه جونم سلام گل هادی بزار یه بوس همین اول کار ازت بگیرم یه کم انرژی بگیری
سمانه می بینی چقدر آب دار بود سمانه تو هم وقتی منو بوس میکنی این طوری آب دار باشه .. باشه گلم ؟؟؟اوخ مرسی....
سمانه راستی وبی رو که دیروز نوشتم دیدی؟؟؟ خب معلومه ندیدی خب آخه گفته بودی میری خونه مامان جون شب رو هم اونجا میمونی سمانه یه چیزی ... مرسی که به خاطر من اون روز رو خونه ی مامان جون نموندی به خاطر اینکه بیایی برام بگی که دو سه روز نیستی اون شب رو نموندی سمانه جون میبینیی همین کاراته که باعث میشه همیشه هر روز بیشتر از روز قبل دوستت داشته باشم... سمانه جون بابت همه چی ممنونم![]()
![]()
...
سمانه جونم سمانهههههههه آره آره عزیزم دستهای تو به خوبی خیلی هم قشنگ تونستن بین انگشتهای منو پر کنند سمانه یه چیزی میدونی وقتی ازت جدا میشم میام خونه احساس میکنم یه چیزی توی دستم کمه اون وقته که دلم انگشتات رو میخواد سمانه اون وقته که دلم دست های نازنین تو رو میخواد ... سمانه دست های تو خیلی لطیفند خیلی سمانه میگم من دست تو رو ازت دزدیم هیچ وقت هم پسش نمیدم ااا برو ببینم پسش نمیدم اینا ماله منه ماله خوده خودم اصلا بحث نکن محاله پسش بدم
عوضش تو هم دل منو ازم دزدیدی دیگه این به اون در سمانه خیلی دوستت دارم خیلی
سمانه من الان دارم بهترین لحظات عمرم ر و تجربه میکنم از خدا هم عاجزانه میخوام این لحظات برام جاودانه بمونه سمانه دوستت دارم دوستت دارم خیلی تا روز اخر عمرم ....![]()
![]()
![]()
![]()
اا سمانه کی عنوان وبت رو عوض کردی؟؟؟ سمانه آخ بمریم واست حرفای دلم... سمانه من حرفای دلت رو با جون دلم خریدارم سمانه چند میفروشی نرخش چنده؟؟؟ هر چی باشه همش رو می خرم سمانه حرفای دل تو حرفای دل منه ... بزار اینجا هم بوست کنم ..
اخ
چقدر چسبید حالا میگی هادی چقدر بوس میکینی ؟؟ سمانه اخه قشنگی زیبایی عشق منی خب دوست دارم بوست کنم دیگه.. سمانه من همیشه میبوسمت..![]()
![]()
![]()
سمانه نمیدونم الان داری خونه مامانت اینا چی کار میکنی به احتمال زیاد الان داری قشنگ خواب میبینی سمانه اخه الان ساعت ۹ صبح هستش میدونم همیشه ابن موقع بیدار میشی ولی خب دیروز خونه ی مامان جون اینا بودی دیگه اونم با دختر خالت حتما تا نصف شب گفتین و خندیدن واسه همینه که میگم هنوز بیدار نشدی... من هم وقتی اون موقع ها میرفتم خونه ی مامان بزرگ اینا پسر خاله و خاله و دختر خاله( خواهر پسر خالم) و همه تا نصف شب میگفتیم و میخندیدم یه بازی هم هست اسمش نرد(نورد) تخته هستش بعضی .وقتها وقتی سرمون به این بازی گرم میشد میبینی ساعت ۴ صبح هست ما هنوز نخوابیدم خدا رحمت کنه مادر برگم میومد میگفت بسه دیگه چقدر بازی میکینید ولی از وقتی خالم اینا ازدواج کردند دیگه اون روز های قشنگ رو نداریم.. سمانه خوش به حالت..
سمانه دوستت دارم تا جان در بدن دارم..... سمانه بعد از اینکه از مهمونی برگشتیم باز هم میام برات مینویسم سمانه میبوسمت ازدور...![]()
![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جونم خوبی عزیز دلم ؟؟
سمانه میدونی امروز صبح خیلی بد بیاری آوردم سمانه برات خیلی نوشته بودم داشتم آخرین سطر و برات مینوشتم که یهو برق ها رفت سمانه داشتم دیونه میشدم آخه خیلی برات نوشته بودم از ساعت ۸ صبح شروع به نوشتن کردم ساعت حدود های ۹.۳۰ بود که برق ها رفت سمانه تا حالا اینقدر برات ننوشته بودم کلا در مورد خودم در مورد همه چی توضیح داده بودم ولی انگار خدا نخواست بهت برسه سمانه صبح اونقدر قاظی کرده بودم که یه ۱۰ دقیقه ای همین جور پشت کام نشستم باور نمیشد اون همه رو که برات نوشته بودم همش پرید سمانه بعد گفتم که باز هم برات مینویسم ولی یه لحظه مامان گفتت خدا رو شکر کار خدا بود که برق خا رفت که تو بیای صبحونت رو بخوری سمانه یهو به فکر رفتم گفتم شاید خدا خواسته هنوز در باره ی این چی ها حرف نزنم سمانه به خاطر همین تصمیم گرفتم که تا زمانی که وقش نرسیده همین جوری توی دلم نگهش دارم.. سمانه جونم خیلی ببخشم که تا الان که ساعت ۱۰.۳۴ دقیقه ی شب ۵ شنبه هست برات چیزی ننوشتم سمالنه سرم به کلی شلوغ بود سمانه میدونم که الان به احتمال زیادخونه نیستی الان داری با مامان جونت شادی می کنی سمانه راستی دختر عمه ی من هم با شوهرش میره فردا برا نهار دعوتمون کردند سمانه البته این دختر عمه ی من خودش عروس داره یه کمی بعد هم صاحب بچه میشه خوش به حال عروس و نوه ی عمم... سمانه الان داری اونجا چی کار میکنی
سمانه حتما داری میخندی وای سمانه خنده ی تو چقدر قشنگ و شیرینه وای الان که دارم لپ هات رو تجسم میکنم به خودم افتخار میکنم که عاشق دختری مثل تو هستم سمانه جونم خیلی میخوامت خیلی سمانه اگه بگم بیشتر از جون باور میکینی سمانه آتش عشق تو روز به روز داره در من بیشتر میشه سمانه دوستت دارم دوستت دارم ![]()
![]()
![]()
سمانه اا دختر خالت داره ازدواج میکنه خوش به حالش اصلا خوش به حال تمام کسانی که یه شریک توی زندگیشون پیدا میکنند یه شریکی که میتونند باهاش حرف بزند مثل اینکه دارن با خودش حرف میزند سمانه .. من هم دوست دارم .. سمانه اا دختر با حرفات دختر خالت رو راضی کردی؟؟ وای سمانه کار خیلی خیلی خوبی کردی ولی یه کمی هم خطرناک سمانه اگه فردا... سمانه کاش تو راه حل ها رو جلوش میریختی خودش انتخاب میکرد مجابش نمی کردی که حتما حتما.. ولی سمان کارت خوب بود عزیز ذلم.. وای سمانه به مامنچی گفتی .. ؟؟؟؟ولی بلافاصله گفتم مینا همه شرایطش واسه یزدوج شدن
کامله ولی من چی؟ شما که می دونین چقدر به کار اهمیت می دم تا کار برام گیر نیارین من وره دلتون می مونم...
سمانه با این کارت سمانه اگه یه وقت کار برات پیدا کردن یعنی .. سمانه تو هم دوست داری مثل دختر خاله ات باشی؟؟؟؟ یعنی مثل اون ازدواج کنی؟؟؟؟؟
سمانه میدونی این چندمین باره که این حرفات رو میزنی یه بار هم من اینجا کپیش میکنم تا یه بار هم خودت بخونی... شاید درک کردی من وقتی میخونم.....
بعضی وقتا یعنی همیشه که عمیق فکرشو می کنم نمی دونم چرا ته دلم بهم می گه که محاله بتونم بهت برسم اون وقته که داغون می شم......هر کاری می کنم از یه طرف به بن بست می رسم.....
سمانه منهم بهش فکر میکنم ولی اینقدر مثل تو نا امید نیستم سمانه اینقدر دنیا رو کوچیک نمی بینم هیچ کاری رو غیر ممکن نمیدونم سمانه اگه من توی کارم توی هدفم ۱ درصد هم احتمال موفق شدن بدم سمانه بهش فکر میکنم دنبالش رو می گیریم سمانه میدونی تو وقتی به خورشید نگاه میکنی به اندازه ی یه بند انگشت هم نمیشه ولی اگه به نزدیک بری می بینی بزرگترین ستاره ی توی کهکشان ماست سمانه این یک درصد هم مثل این خورشید میمونه سمانه معلوم میشه که دیدگاه من وتو قرن ها با هم فاصله دارند سمانه منمیدونم که ما اختلاف سنی دارم تو هم خیلی سعی میکنی که مورد بحث قرار بدی میدونی اون ادرس وبت که اخرش تاریخ تولد من بود یا این آی دی تو که تاریخ تولد تو هست سمانه من هم یدونم ولی سمانه میگم اگه تو هم امیدت رو از دست بدی من نمیدم سمانه شاید یه جور های میخوای زیاد بهم وابسته نشیم ( به قول دختر خالت) تا موقع جداییمون زیادمثل اون دفعه عذاب نکشیم سمانه ... سمانه یه چیزی بهت بگم اگه قبولش کردی که هیچ اگه هم قبول نیکین زودبهم بگو من عقیدم رو عوض کنم.. سمانه توی زندگی هر آدم این خود ادمه که آخرش تصمصم می گیره یه آدم بالغ نباد بزاره که کسان دیگه با حرفای نامربوطشون به انحراف فکریشون کممک کنه سمانه بزار یه کم رک بگم سمانه یا تو به من زیاد اعتماد نداری یا زیادی به دختر خالت اطمینان داری سمانه میدوینی دختر خالت توی زندگیش شکستی رو از یه پسر که با این طعریف های رو که کردی اصلا از نظر فکری سالم نبود و فقط میخواست هوس خودش رو خاموش کنه شکست خورده دختر خالت دیگه از نظر فکر قادر به مشورت کردن نیست چون فکر میکنم اون یه دیدگاه منفی راجب پسر ها که منهم جزوشون محسوب میشم پیدا کرده مثل او حرفی که به تو گفته زیاد خودت رو به هادی تکیه نده چرا؟؟؟؟؟ چون خودشن به یه بیمار تکیه کرده و شکست خورده... سمانه به نظر من اون حالا فکر میکنه منهخون پسره هستم ... و سمانه هر چی با هاش صحبت کنی بیشتر به بن بست میرسی سمانه به نظر من اگه با خواهرت یا یه دوست دیگه درباره ی این جور مسائل صحبت کنی بیشتر به نتیجه منطقی میرسی ...
سمانه درکت میکنم ولی هیچ گاه امید رو از دست نده چون از دستش بدی خودت رو از دست میدی دنبالش هم اکه من شایسته هستم من رو ....
سمانه گل با وفا یم دوستت دارم تا عمر همدام دوستت خواهم داشت اگه یه روز هم تو ازم جدا بشی هیچ وقت فراموشت نمیکنم سمانه با والاترین دجه دوستت دارم خیلی خیلی اندازه ی تمام آرزوهایی که آدم میتونه داشته باشه دوستت دارم سمانه ..![]()
![]()
![]()
سلام دختر خوب سمانه اینم سموین سلام من خوبه؟؟؟
سمانه جونم دختر خوب ناز هادی من که خوب خوب هستم هروقت نوشتت رو میخونم کلی خوشحال میشم آره سمانه من خوب خوب هستم خیلی هم دوست دارم تو هم خوب باشی .. سمانه قربونت برم ....![]()
![]()
ااا سمانه خیلی خوشحال شدم که درک کردی و به دلت نگرفتی
آره سمانه جون من میدونم دختر خوبی هستی واسه همینه که همیشه اینو به خودم میگم قدر سمانه رو بدون سمانه دختر خوب ناز هادی هستی هادی واسه تو هست برا همیشه زیاد زیادمیخوامت خیلی زیاد...![]()
ااا سمانههههههه به به مامان جون میره مکه.... به کلی یادم رفته بود به به سمانه خیلی خوشحالم سمانه میگم تا نرفته برو زود بهش بگو مامان جون یه نفر هست یه خواسته ای داره از خدا اینو بخواه سمانه من خیلی به این اعتقاد دارم که خدا دست رد به سینه ی زائرین نمیزنه سمانه میدونی من حالا هم خدا رو شکر میکنم واسه کنکورم اخه فامیلمون رفته بود اونجا مامان من اونقدر بهش گفته بود که از اونجا هادی رو هم بخواه سمانه به مامان جون بگو یکی هست توی دلش یه آرزوی داره درسته یه کم بزرگه ولی اعتقاد داره که بهش میرسه بگو اون رو از خدا جونم بخواد سمانه بگی ها یادت نره عزیزم خیلی دوست دارم خیلی
مخلص مامان جونت هم هستم سمانه میگم مامان جونت حالا چند سالش هست؟؟؟آخه بگو به تو مادر بزرگ من هست تو میخوایی چی کار
سمانه ناز من کی هست که دوست نداره به مکه بره ؟؟؟ همه دوست دارند اا سمانه چی میگی انشا.. که زودتر میری به مکه ۱۰ بیست سال چیه دختر زندگی رواینقدر سخت نبین خدا این جور چیزها رو میرسونه نباید حتما منتظر باشی که بچه بزرگ بشه اون شریاط رو فراهم کنه آدم اگه آرزوش رو داشته باشه حتما بهش میرسه...... اا سمانه همسایتون تازه ازدواج کزدند رفتند اونجا چه خوب آدم اول زندگیش بره اونجا
وقتی ادم تجسم می کنه... وایییییییی.... سمانه میدونی وقتی مراسم ازدواج حسین رضازاده رو (وزنه بردار) رو که توی مکه بود نشون میداد من داشتم این جا پر پر میزدم سمانه من اگه امکانات داشتم حتما کاری میکردم که عقد اونجا خونده بشه وای جه خوب میشد .....
اا سمانه اره دیگه همونی که نوشتی :
چشمانت را براي زندگي مي خواهم
اسمت را براي دلخوشي مي خواهم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي مي خواهم
دستت را براي نوازش مي خواهم
پايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را برای مستی می خواهم
خیالت را برای پرواز میخواهم
خودت را برای پرستش میخواهم
آره سمانه جونم این شعرت رو همیشه میخونم وای این جملت اخه قشنگه فاصه ی بین انگشتان وای چه با حال .. سمانه من تونستم پرش کنم؟؟؟؟؟؟؟
سمانه آره دیگه من همیشه طرفدار حجاب هستم همیشه هم میگم حجاب برای خانم ها احترام وشخصیت میاره سمانه تو توی نظرت یه آقایی رو در نظر بگیر که قشنگ کت و شلوار و پیرهن تمیز پوشیده و یه آقایی رو مجسم کن که شلوار از اون تنگ ها پوشیده موهاش رو دراز کرده ابرو هاش رو هم ...
خب کدومشون دارای شخصیت هستند ؟؟؟ خانم ها هم مثل این هستند خب سمانه بین خانم ها هم حجاب مهمه دیگه ... آفرین سمانه این عقیدت رو برا همیشه حفظش کن باشه سمانه جونم وقتی میشنوم که میگی روش تعصب داری خیلی خوشحال میشم خوشحال میشم از این که درک والا یی داری .. سمانه جون ![]()
آفرین آفرین سمانه می بینم که خوندنت هم خیلی جلو هست .. سمانه آفرین میدونم حتما تموم میکینی سمانه من که بی صبرانه منتظرم .. نه سمانه اگه این همه صفحه باشه خب اگه برام بگی اشکالی نداره سمانه نظرت رو بگو ها باشه من منتظرم سمانه بگو ببینم چطور کتابی هست....... زود باش زود باش دیگه من تحمل ندارم.....![]()
واییی سمانه آخه خیلی تابلو تر از اتصال سیمی هست.. ![]()
سمانه اخه میدونی من یه پسر خاله ی دارم که هر وقت میاد خونه ما یه راست میره سر کاممون خودش داره ها ولی نمیدونم توی کام ما چی دیده
همیشه میاد سر کام ما همیشه هم یه بلایی سرش میاره
یه بار دیدم اونها میخوان بیان برای کامم پسورد گذاشتم ولی خالم اومده ودید ناراحت شده بود همش هم بهش میگفتم اخرش یه کاری میکنه این.. ولی کو گوش شنوا .... اون موقع که من خونه نبودم خالم اینا اومدن خونم نگو مثل همیشه این پسر خالم میاد سر کام خود کام رو ول میکنه میفته جون مانیتور سمانه رنگش رو سیاه کرده بود بعدش هم نتونسته بود درست کنه ترسیده بود کام رو خاموش کرده جیکشم هم در نیومده من هم از همه جا بی خبر اومدم که باز کنم دیدم نمیاد چند بار ریستارت کردم دو سه بار هم کلا خاموشش کردم ولی درست نشد نگو رنگ مانیتور سیاه شده سمانه هدفونمون هم همیشه روی اسپیکر وصله صدای بالا اومدنش رو نمیشنیدم بی چاره خواهرم هی میگفت کار اون نیست ها ولی من هی میگفتم غیر از منو تو کی هست آخه ؟؟؟ اینم نمیگه که محمد اومده.. سر کام.... آخرش هم این پسر دایی ما اومده بعد از ۲ ساعت فهمیده سمانه دیدی چقدر ضایع بازی بود؟؟... چند روز الافی ما به خاطر این پسر خالم زنگ زدم خالم رو اونقدر سرزنشش کردم میگه اوهو هادی چه خبره حالا چی شده ؟؟؟؟ دیگه نمیدونه که من از عزیزم از دوردونم از سمانم دور افتادم نتونستم براش بنویسم . اخرش هم به خالم گفتم دستش درد نکنه وقت کردی بهش بگو این باری اومد یه چکش هم با خودش بیاره راحت بزنه خراب کنه ما هم ببینم مانیتور شکسته دیگه سر کار نباشیم..... سمانه اینش به ادم حرص میده شروع کرده به گاه گاه خندیدن ...
امان از دست این خالم و پسر خالم....![]()
سمانه خندیدی آره میبینی از این خنده دار نمیشه خب اینم خاطره هست دیگه یه وقت بزرگ شد بهش میگم اومدی چی به روز من آوردی...
سمانه جونم امروز صبح بعد اینکه برا تو نوشتم دوستم زنگ زده میگه هادی زود باش کلاس داریم چرا خونه نشستی زود باش بیا دانشگاه من هم میگم آخه ما که کلاس نداشتیم گفت فوق برنامه هست اون روزی که تونیومده بودی گفته من هم زودی لباسامو پوشیدم رفتم دانشگاه دوستام رو دیدم که هر کردومشون یه ساک ورزشی با خودشون دارن گفتم چه خبره من نمیدونم ؟؟؟گفتن هادی شوخی کردیم باهات میدونستیم بهت بگیم بیا بریم داخل سالن(فوتبال ) نمیایی به خاطر همون به این بهونه تو رو کشوندیم اینجا از اینجا بریم ... سمانه اونقدر عصبانی بودم که چاقو میزدند خونم در نمیومد داشتم همین جوری اونی که زنگ زده نگاش میکردم برگشته بهم میگه چیه نگران کفش و پیراهنی؟؟؟ نترس با خودمون اوردیم میبینم که با خودت نیاوردی خب انشا... دفعه ی بعد سمانه اینو که گفت دیگه هر چی دهنم اومد بارشون کردم گفتم علی بد میبینی خیلی بد عوضش رو در میارم... سمانه درسته زیاد دوست ندارم انتقام بگیرم ولی این دیگه خیلی نامردیه حتما حالیش میکنم از این شوخی ها نکنه بعدش با حرص برگشتم اومدم دیگه حوصله نداشتم بیام خونه رفتم مغازه ی داداشم خدا حفظش کنه اونقدر خندوندم که حرصم از یادم رفت سمانه میبین این هفته رو روی گسل سر کاری بودم اه اه اه ..
سمانه عصری هم میرم دندون پزشک خدا کنه این دیگه سرکاری نباشه میینی یهو برمیگرده میگه من گفته بودم فردابیا نه امروز دیگه اونجاست که هادی منفجر میشه دیگه....
سمانه فکر کنم امروز آخرین جلسه باشه البته فکر کنم.. سمان بعد از اونم قراره وقتی از دندون پزشک اومدم بیرون یه زنگ به هادی بزنم باهاش قرار بزرارم کتابی رو که از کتابخونه واسش گرفتم بهش بدم سمانه از اونجا هم میام برات باز هم می نویسم سمانه جونم عزیز دلم دوست دارم خیلی ![]()
![]()
![]()

سمانه هادی رنگش روحش برای توشت زندگیم تو عشقم تو قلبم فکرم همه و همه برای تو دوستت دارم
samaneh
ترشحات قلبیم با تمام احساس برای سمانه گل وجودم
سلام سمانه جون صبحت بخیر عزیزم خوبی سمانه جونم خوبی ؟؟؟
سمانه دیدی دیشب بهت قول داده بودم حالا اومدم که برات بنویسم .. سمانه نمیدونم دیروی ها رو که نوشتم خوندی یا نه ولی خب اگه هم نخونده باشی هر دو تا رو یه جا میخونی مگه نه؟؟؟ سمانه راستی اون روز چقدر بهم خوش گذشت خیلی سمانه وقتی با تو حرف میزنم اصلا یه جوری میشم اونقدر میخوامت که به خدا نمیتونی حدس بزنی چقدر... سمانه دوستت دارم میدونی ریاضیم ضعیفه ولی به توان اعداد نجومی....![]()
![]()
![]()
سمانه عزیز گل هادی میدونی امروز ۴ شنبه هست ساعت الان ۸.۱۱ صلبح هستش یعنی با این حساب ۹۷ ساعت و ۲۰ دقیقه ی دیگه سمانه من تو و میبینیم سمانه میبینی چقدر زیاده واییییییی .. سمانه کاش کاش باز هم کاش امیدوارم فردا بتونی زنگ بزنی من زود بپرم بهت زنگ بزنم اخ که چقدر خوب میشه با کسی که همه دنیات رو با اون می بینی با کسی که عاشقش هستی با تمام وجودت دوستش داری اون وقت با هاش حرف بزنی وایییییییی آدم دلش بی تتابی میکنه چقدر خوبه چقدر خوبببببببببب..... سمانه می بوسمت دختر میبوسمت....![]()
ناز من ناز نازی.... سمانه خیلی دوستت دارم خیلی ... بی اندازه نگاش کن میبینی تهش رو نمیبینی آخه خیلی زیاده خیلی.. سمانه دستت رو بزار روی سینم ببین چقدر داغه ببین سینم داره تاپ تاپ میکنه همش از وجود تو هستش ..سمانه ناز من گل خوش بوی من خیلی دوستت دارم خیلی...![]()
![]()
![]()
سمانه وای این اهنگی رو که گفتی من یادم نمیاد برات رایتش کرده باشم اونم کلیپ باید این دفعه که زنگ زدم بهت بازش کنی ببینم کدومش رو میگی اخه من قبل از اون جریان تلخ زیاد برات سی دی نداده بودم بزار باز هم روش فکر میکنم .. راستی می دونی سمانه الان دارم به جدیدی های ماحسون گوش میدم وایی چقدر با احساس اونم از ته دل میخونه آدم اگه به حرفاش به دقت گوش بده میفهمه که اون چیز های که آدم نمیتونه بگه همش رو با چند خط میگه خیلی با حال میخونه خیلی..... سمانه راستی الان یه سی دی هم از دوستم گرفتم (صوتی)میگفت فارسی جدیده حالا بهش گوش ندادم که بدونم جدیدن یا نه. اگه جدید بود برات زایتش میکنم سمانه جونم.. سمانه ناز من گل منی...![]()
سمانه میگم میتونم ازت یه خواهشی بکنم؟؟؟؟ سمانه راستش رو بخوایی بیا یه بار دیگه خونه تکونی کنیم هم من ادرسم رو عوض کنم هم تو .. سمانه اصلا میخوایی تو زحمت نکش من برات درست کنم بعدش ادرسش رو بهت بدم بری رمزش رو خودت عوض کنی باشه سمانه جونم ؟؟؟ اگه قبول کردی بگو هر دو تا وب رو حذفش کنیم باشه سمانه جونم ؟؟؟؟؟
راستی سمانه میخوایی اگه وبمون خصوصی باشهبیرم به یه سرور دیگه که ثبت روی فهرست کاربران نداشته باشه سمانه جونم اگه قبول کردی زود بهم بگو ... قربونت برم
سمانه وای میگم این شعرت چقدر قشنگه به دلم نشسته وقتی وبت رو باز میکنم زودی اول میرم اونو میخونم خیلی خوبه خیلی سمانه خودت نوشتی؟؟؟ هر چی باشه که خیلی به دلم نشست خیلی.....![]()
![]()
اا سمانه راستی میدونی دیروز شب وقت نشد درباره ی محتویات بحثمون (بین من و دوستام توی کتابخونه) برات بنویسم ولی خب یه کمیش رو حالا بهت میگم .. سمانه می بینی تو همش نگران بودی که من از حجاب خوشم نیاد ولی نمیدونی که دیروز چقدر از حجاب طرفدای میکردم سمانه یه دوستم بود با حرفای من ۱۸۰ درجه مخالف بود میگفت من گذاشتن حجاب رو به زمین عیب نمیدونم من هم میگفتم اشکال تو همین جاست دیگه اگه دختر با حجابی این قدرت رو توی خودش به وجود بیاره که حجاب رو کنار بزاره(۰مخصوصا توی دانشجویان) حتما این جرات رو پیدا میکنه که کار های دیگه هم بکنه ولی قبول نمی کرد که نمیکرد آخرش هم خسته شدم بهش گفتم برات یه جمله میگم برو روش فکر کن بهش گفتم زن باید خودش حجاب داشته باشه مرد هم چشماش حجاب داشته باشه اون وقت دیگه این همه ..... نبود... سمانه تو هم اگه نظرات منو در مورد حجاب میشنیدی حتما روش مهر صحت میزیدی.. سمانه میدونی به نظر من همون طور که ناز بودم ملوس بودن روحیه ی صبر داشتن با حوصله بودن زن اون رو زیبا میکنه حجاب هم همون طور زیباش میکنه خیلی....سمانه الان هم خدارو هزار مرتبه شکر میکنم که دختری مثل تو رو سر راهم قرار داده .. سمانه تو برام همه چیز هستی همه چیز.....![]()
گل عزیز...
سمانه راستی این جملت هم که اون بالا داره رقص میکنه خیلی جالبه قشنگه سمانه تو اونقد برام ناز شدی که دیگه هر جمله ی ارت میخونم دلم به وجد میاد...
سمانه...
مقصود من ار کبعه و بت خانه توی
مقصود توی کبعه و بت خانه بهانه ...
سمانه دوستت دارم و یه عمر دوستت خواهم داشت تا ابد تا ابد بی نهایت....![]()
![]()
![]()
![]()
واسه سمانم گل مهربونم
سلام سلام سمانه جونم خوبی عزیزم ؟؟ سمانه جون بزار اول از همه قشنگ ازت در مورد این قضیه کام معذرت بخوام سمانه ببخش سمانه هادی رو ببخش که نتونست برات مثل همشه قشنگ بنویسه سمانه میدونم همیشه میبخشی کیدونم که خیلی دل بزرگی دای سمانه معذرت معذرت
سمانه عزیزم میدونی امروز اومدم خونه دیدم پسر دایی اومده خواهرم زنگ زده بهشون گفته که بیان کام رو درست کنند وای سمانه پسر دایی اومده خواهرم میگه ۲ ساعت گیج بود که چش هست سمانه بعدا که فهمیدن اونقدر خندیدن که نگو سمانه بهت نمیگم سمانه نگو اصرار نکن کلی ضایع کاری ... سمانه خیلی ضایع شدیم ما چی فکر میکردیم چی شده
سمانه حال که کام درست شده خیلی خوشحالم خیلی سمانه حالا ه دارم برات مینویسم اونقدر زوق زده ام که نگو میگن بی خبر بودن از (سوگول) خیلی دردناکه خب من توی این ماه اینو کاملا درک کردم سمانه دوستت دارم دوستت دارم سمانه من اگه تو رو نداشتم چی کار میکردم.. خی معلومه میمردم دیگه سمانه هادی واست همیشه میمیره سمانه دوستت دارم ![]()
![]()
![]()
سمانه میدونی امروز قرار بود برم کتابخونه.... ااا گفتم کتابخونه سمانه گفته بودی کتاب برات دادن وایی چقدر خوب
سمانه زود باش زود باش
سمانه بده بده منمیخوامممممممممممممممم سمانه میدونی خودت از الان شروع کن بخون آخه من سریع میخونم به خاطر خمون تو از الان بخون باشه عزیزم مرسی سمانه مرسی از دختر خاله ی بابات هم تشکر کن سمانه خیلی دوست دارم که بخونمشون سمانههههههههههه کاش دیر میگفتی اخه حالا تا ۱ شنبه طوری صبر کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره سمانه میگفتم قرار بود برم کتابخوه با خودم گفتم اول میرم آبرسون با سمانم درد ودل میکنم بعدش هم از اونجا میرم کتابخونه ولی توی راه سمانه تصمیم گرفتم برم کتابخونه از اونجا هم برم دانشگاه از اونجا راحت برات بنویسم اخه امروز کلاس نداریم به خاطر همون دوستتی نداشتم که مزاحمم بشه سمانه ولی توی کتابخونه چشمت روز بد نبینه کلی دوستام رو دیدم سمانه اولش از دیدنشون خوشحال شدم ولی رفته فته ... اخه خیلی گیر پیج داده بودن که براشون مثل همیشه در مورد عشق و این جور حرفا حرف بزنم رفته بودیم حیاط کتابخوه داشتیم حرف میزدیم سمانه یهو دیدم ساعت ۱ هستش دیگه از دستشون فرارا کردم سمانه از اونجا رفتم مغازه ی داداشم تا عصر اونجا بودم میدونی وقتی اومدم دیدم بابات (بابامون)هم داره ماشین رو توی پارکینگ قرارا میده سمانه آره اون موقع بود که رسیدم خونه دیدم به به خالم اینا اومدن خلاصه بعد از این که اونا رفتن سمانه تازه خواهرم یادش افتاده بود برام بگه که.... (کام) کلی بخندیم گفت احمد اومد و... ...![]()
![]()
سمانه دوستت دارم خیلی سمانه کی ۱شنبه میرسه ..؟؟؟؟؟؟؟/ سمان خیلی دوستت دارم خیلی سمانه الان دیر وقته فردا میام برات کلی مینوسم نه دیگه سمانه قول میدم سمانه جونم سمانه دوستت دارم خیلی![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جونم خوبی عزیزم من که بد بد هستم نمیدونی تو رو ندیدم بد حالی دارم دیونه میشم سمانه من چرا این جوری شدم انگار ی باید هر زور تو رو ببینم وای سمانه جونم دوستت دارم دوستت دارم![]()
![]()
![]()
سمانه جوم باز هم دعوام کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سمانه من که اولش گفتم دلم خواست دیگه چی کار کنم سمانه جونم برات شماره شناسنامم رو نوشتم برات آف لاین گداشتم سمانه اینجا هم رمزی مینویسم آخه به این آف لاین ها نمیشه اعتماد کرد دیدی بهت نرسید نرسد دیگه... سمانه این بار شماره تلفن خونهی ما رو (ماله خودم رو نه ها) از این عدد کم کم میشه شماره شناسنامیه من .. ۳۸۱۲۵۴۸عزیز دلم... هادی دوستت داره سمانه یه عمر دوستت دارم خدا کنه خواهرت کارت نگیره..
اا سمانه جونم آره عزیزم دلم دیروز زنگ زدم اا کاش خونه بودی نمیدونم فکر کنم خواهر کوچیکت تلفن رو برداشت چون تا حالا این صدا رو نشنیده بودم سمانه جونم راستی راجب حرف من در مورد تلفن کردن فکر کردی قبول میکنی؟؟؟ سمانه جونم خیلی میخوامت خیلی....![]()
![]()
![]()
سمانه اا شانس منو میبینی از این طرف کام من خراب شده از اون طرف هم کام تو هنگ کرده سمانه خدا کنه همه چیز به زودی رو به راه بشه سمانه اینم هم یه دونه بوس خدمت سمانه جونم ![]()
سمانه انگاری نیومدی یعنی آن لاین نشدی خب سمانه جون من برم دیگه عزیز دلم هادی از این جا یه دونه بوس از لپ های قشنگت ور میداره اجازه که هست ؟؟؟؟![]()
سمانه باز ه میام برات مینویسم عزیز دلم![]()
![]()
تا مرا جان در بدن هست عاشفی در خون من هست برای سمان جون ![]()
سلام سمانه جوم خوبی عزیزم من که خیلی خوبم تو چطوری ؟؟؟؟ وای سمانه جومن الان زنگ زدم خونتوننمیدونم انگاری تنها نبودید واییی چه بد شد فکر کردم شاید بتاز هم توئی خوهتنماخا باشید به خاطر همون زنگ زدم میدونی سمانته الاندارم از دندون پزشک بر میکردم یه لایه از دندونم رو پر کرد ی گفت باید یه سه چهار جلسه هم بیایی تموم بشه سمانه جون میگم هر وفتکهمیرم دوندوم پزشک میگم خدایا سمانه چی کشیده.........
اا ای دختر بد چرا زود زود کارت تموم میکنی همین چند وقت پبش بود که میگفتی کارتت تموم شده سمانه خب مگه نیدی تلفن چقدر اومد خب تو ملاحظه ی بابا رو. بکن دیگه سمانه من برات الان کارت خریدم الان برات مینویسم سمانه این شماره رو تقسم بر شماره ی شناسنامه ی من بکن۹۵۱۲۱۰۴۴۶۸۰ این شد یوزور نایم این شماره رو هم تقسیم بر چهار عدد آخر شماره تلفن خود من بکن ۱۴۴۲۸۲۸۵ سمانه این هم از پسورد خب شماره تماس هم که ماله شرکت سهند هستش ۹۷۱۴۴۲۴ تا ۹۷۱۴۴۳۵ سمانه جون دوانم نکن دیگه خب این بار رو دلم خواست من برات کارت بگیرم باشه سمانه جونم مرسی......![]()
![]()
سمانه جونم الن خیلی دوست داشتم پیشت بودم خیلی سمانه اونقدر دلم میخوادد کاش اون حرف رو به مامان نمیزیدی و فردا همیدیگر رو می دیدیم سمانه اونوقت چه خوب میشد وایییییییییی تصوز این که با سمانه بیرون بری چقدر خوبههههههه...سمانه ![]()
![]()
سمانه جونم یژباز هم فردا براتمینویسنم عزیز دلم خوب من سمانه جونم هوز نتونستیم با کام کار کنیم این پسر دایی من هم وقت پیدا کرد دایی رفته تهران که کارهای ویزار و درست کنه اونم باهاش رفته فکر کنم فردا یا پس فردا بیان اخه همین دو روز پیش رفتند تا اون بیاد من از کافی نت بر عزیز دلم مینویسم سمانه جونم خوشگل هادی خیلی دوستت دارم خیلی میدونی خیلی خیلی به توان بینهایت ![]()
![]()
hadi*samaneh
سلامممممممممم
وایییییییییی اگه من یه یه ساعتی زودتر ان میشدم حتما میتونستم با هات چت کنم به به چه خوب میشد ... ولیس چه بد شد که من دیر اومدم
سمانه چه خوب شعر رو گفتی سمانه جونم مهربون اخی قربونت برم تموم اتون چیزهایی که گفتی من هم همون احساس رو در باره ی تو دارم سمانه عزیز خیلی دوستت دارم خیلی.........![]()
![]()
![]()
وایییییییییییی سمانه یعنی میگی هاردومن سوخته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وای سمانه نگوووووووووو اون وقت... سمانه
هنوز این طوری نگو بزار ببرم نشون بدم ببینم چشه البته اول میخوام پسر دایی بیاد ببینه بعد اون هم که رفته مسافرت تا بیاد سمانه من از کافی نت برا ت مینویسم باشه سمانه جونم من خیلی دوستت دارم خیلییییییییییییی![]()
![]()
وایی سمانه چه رفت و اومدیه راستی راستی میخوایی همه ی فامیل رو ببینید چه خوب سمانه مامان اینا یه من هم رفتن انعام میگن چی میگن بهش؟؟؟ ( همون سفره ی ترکی) آره از صبح توی خنونه تنها بودم خیلی دلم میخواست برات زنگ میزدم ولی همش پیش خودم میگفتم بابا خونه باشه چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سمانه بیا یه قولی به هادی بده باشه؟؟ سمانه تو آخه چرا زنگ نمیزنی؟؟ سمانه باید این دفعه وقتی رفتیم بیرون ببرمت پشت تلفن عمومی یه زنگ به تلفن من بزنی باشه؟؟ سمانه اخه میدونی اگه تو توی خونه تنها باشی اون وقت یه تک زنگ به من بزن به همون شماره ی خودم اون وقت اگه من توی خونه تنها بودم زودی بهت زنگ میزنم ولی اگه تنها نبودم حتما توی ۲۰ دقیقه از بیرون بهت زنگ میزنم باشه سمانه جونم قول بده دیگه قول بده... خب مرسی من از این به بعد منتظر تک زنگ های تو هستم باشه سمانه جونم ؟؟؟؟؟؟ مرسی......![]()
اا سمانه میخوایی فوتو شاپ یاد بگیری؟؟؟ سمانه نمی خواد از روی کتاب بخونی من سیدی آموزشی رو دارم بهت رایت می کنم تو هم ازش استفاده کن باشه سمانه جونم چیزه خود فوتو شاپ هم دارم بهت میدم نصبش کنی باشه سمانه جونم حتما برات میارم که عزیز دردونم یاد بگیره ....![]()
![]()
سمانه جونم تو هم وقتی روز تعطیل میشه دل تنگ میشی؟؟ سمانه من هم مثل تو هستم خودش هم این روز تعطیل روز ووفات باشه خیلی دلگیر میشه سمانه جومنم خیلیییییییییییی... سمانه همش دلم میخواست با تو بودم همش...... خیلی به یادت افتادم خیلی....![]()
اره سمانه جونم اسم وبم رو عوض کردم ناز نازی از همون هایی گذاشتم که تو دوست داری ولی نتونستم از آدرس هایی که برام نوشته بودی استفاده کنم آخه فکر کنم لو رفته آخه میدونی سمانه وقتی از مسافرت بر گشتم دیدم اون کاغذی که تو به من دادی لای کتابم زیر میزم هستش به خاطر همن فکر کردم شاید خواهرم بخوندش به خاطر همون دارم احتیاط میکنم سمانه جونم ......
سمانه عزیز دلم خیلی میخوامد خیلی زیاد اندازه ی تموم وجودم خیلی سمانه تو شدی خوده خوده وجودم دیگه بدونه تو من هادی نیستم دیگه خیلی محتاجت هستم سمانه من معنی واقعی عشق رو درک کردم من الان خالصانه دارم عشق و خودت رو میپرستم سمانه جونم خیلی دوستت دارم خیلی سمانه این یه بوس خوشگل از طرف عشقت هادی
سمانه دوستت دارم تا ابد زندگیم![]()
![]()
سلام سمانه جونم خوبی عزیز دلم من که خوب خوبم ؟؟؟ سمانه اااا اگه میدونستم توی خونه تنها هستی حتما بهت زنگ میزدم اصلا ندونستم ... سمانه خوشگل من تو هستی که احساسا ت من رو خوب میکنی من که خودم به تنهایی احساساتم خوب نیستند یعنی اصلا تنهایی احساسی ندرام ... تو هستی که خوبشون می کنی تو هستی که بهشون روح میدی تویی که باعث فوران احساسات منی....![]()
![]()
به خاطر همین تا عمر دارم محتاج محبت و عشق تو هستم...
سمانه جون خوشگل هادی دوست دارم خیبلی خیلی زیاد اونقدر که باور کن در توانم نیست وصفش کنممم همش بعد از این که بهت چیزی مینویسم و میفرستم دلم یه جورهایی بهم گیر میده که نتونستی تمام احسحسات قلبیت رو ابراز کنی همش از این میترسیم کخ نتونم تموم اون هیجانتانتم رو بهت بگم .... سمانه همش میترسم
سمانه جونم باشه باشه عزیزم حتما بهت خوابهام رو میگم ویلی الان نمیتونم اخه دارم از بیرون برات مینویسم اخه میدونی نمیدونم این خواهرم با این کام چیکار کرده سمانه روشن نمیشه یعنی میشه ولی هیچی نمیاد .. باید ببرم بیرون نشون بدم ببینم چش هست به خاطر همون اومدم برات از بیرون مینویسم .. سمانه باور میکنی الان ساعت ۸.۵۰ هست من کوی پرو.از هستم مامان اینا هم رفتن شام (دعوتن واسه فوت مادر همسایمون..) دیدم دلم تنگیده واست آخه اون کتاب هم خوندم بیشتر دلم واست تنگید سمانه اومدم الان دارم با شور و هیجان برات مینویسم....![]()
![]()
آره عزیزم میدونم که دوست خوب همیشه برا آدم خوبه یعنی اون کسی که بیشترین تاثیر رو رو آدم میزاره حتی بیشتر ازپدر و مادر ( لااقل برای پسرها) دوست هستش سمانه به خاطر همین هم هست که من دوست دارم با اون هایی رفت آمد داشته باشم که واقعا میتوند .واسه آدم دوست باشند ....
واییی سمانه این بار هم نتونستی آش نذری هم بزنی ؟؟؟ باشه ایشاااااااااا.. دفعه ی دیگه باشه عزیزم ولی حاجت منو توی یه کاغذ بنویس یادت نره باشه هر و.قت تونستی هم بزنی اون وقت اون ها رو هم بگو باشه سمانه جونم ؟؟؟ مرسی از این همه خوبیت....![]()
اا سمانه مامانت هم گیم بازی میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ![]()
![]()
اوی ول به این حس جوانی چه خوب شده که من باعث بشم هر چند کم مامانت و خواهرت ور خوشحال بکنم سمانه تو هم نگاشون میکنی و خوشحال میشی وایییی دیگه نگووو هادی داره اینجامیمیره..............![]()
![]()
سمانه باشه عزیزم همین دوستت دارم رو میگم سمانه دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم ... ![]()
![]()
![]()
دوستت دارم.... تا ابد باا احساس کهکشانی....
سلام خانمی سلام عشقم تمام هستیم خوبی نازنینم؟؟؟؟
سمانه خیلی دوست دارم مثل همیشه خوب باشی سمانه این آرزومه.. سمانه نازنینم راستی میدونی از وقتی تو عشقم رو روشن کردی شدی تمام آرزویم اصلا دیگه هر جا میرم هر جا میشنوم میگند هر حاجتی داری بگو من هم زود تو رو که آرزومی آرزو میکنم.
سمانه به به به
فردا آش نذری ... اوووووووممممممممم سمانه یه کمی هم زیاد نه یه قاشق هم به جای من بخور باشه؟؟ سمانه میدونی من آش دوست ندارم ولی نمیدونم این آش نذری چی توش هست که خیلی خوش مزه میشه همش وقتی آش نذری میخورم دوست دارم همش رو بخورم و به هیشکی ندم... سمانه حالا تو هم میری آش نذری بخوری و جای من خالی
... سمانه نازی من هم دلم واست تنگیده همین چند ساعت پیش خوابت رو میدیدم .. انگار نه انگار که همین چند ساعت قبلش تو قلبم رو دیده بودم... سمانه هر جا میرم همش تو توی ذهنم هستی سمانه رفته بودم دندوون پزشک نشسته بودم جای انتظار یه لحظه هوات به سرم زد سمانه اونقدر دوست داشتم تو هم اونجا کنارم بودی خیلی خیلی ..... سمانه بعضی وقتها به خودم میگم آخه هادی تا کی آرزو میکنی .. یه کمی هم عمل کن سعی کن تلاش کن... سمانه توی خیابون وقتی میرم چشمم به نامزدها که دست توی دست هم بدون ترس دارند میرند و... نمیدونی چه حالی میشم سمانه نمیدونی چه تاثیری روم گذاشتی سمانه تو ماهی با خودت همه جا رو نورانی میکنی..... سمانه من هم تا ابد محتاجتم محتاج محتاج........
سمانه میگم عزیز میترسی که محبتمون کم بشه؟؟؟؟ سمانه هر روز که بیشتر میشه سمانه اونقدر میخوامت اونقدر .... سمانه باور کن اون چیزی که توی دلم هست بهت میگم تو شدی دلم جونم .. سمانه من به صراحت میگم اگه کسی مار و از هم جدا نکنه تو رو نمیدونم من که از تو دست نمیکشم چون واقعا توی این زمونه دخترهایی مثل تو نمیگم پیدا نمیشند میشند ولی یکی دو تا مثل تو سمانه همش خدا رو شکر میکنم که تو رو توی قلبکم نشوند اخه من تو رو دارم من سمانم رو دارم من عاشقشم من دوسش دارم .. آخ اینا همش خوشی های منه..... سمانه تو نازی ناز ناز قشنگ قشنگ دلت هم که مثل خودت زیباست.. سمانه بزار یه چیزی بگم نگم توی دلم میمونه سمانه سمانه به خدایی خدا اگه بابا یا مامانت باعث بشند ما از هم جدا شیم واقعا در حقمون نا انصافی کردند در حقم بدی میکنن بدون این که خودشون بدونند سمانه من هم گاهی اوقات میترسم یعنی همیشه میترسم نه از این که محبتمون کم بشه نه چون به خودم و تو اطمینان دارم تو هم اطمینان داریوی ولی خب دلشوره هست دیگه آره سمانه می ترسم از اینکه کسی باعث بشه من و تو از هم.....
سمانه توی دلم غضه ای بزرگتر از این وجود نداره سمانه دلم هوات رو کرده بد جوری.... ...... ..
سمانه عزیزم امروز عصری اون ساعتی که گفتی ۳۰/۷ اون زموان من دندون پزشک بودم باز هم موند واسه شنبه همه چیز رو آماده کرده بود که کار رو شروع کنه ولی دندونم درد میکرد به خاطر همن گفت میبندم بمونه واسه شنبه..... سمانه راستی میدونی توی راه رفتنم کی رو دیدم اخ همون روحانی که میگم خیلی با حاله سمانه توی خیابون یه روبوسی میکردیم که نگو همه داشتند نگا میکردند سمانه یه کمی با هم گپ زدیم بعدش گفتم مستر شهریار میکم فردا بیام خدمتتون گفت کجا با این عجله میگفت میره به قم .....خوش به حالش..... گفت بعد از دوشنبه بیایین ....
سمانه اوههه تابلو هات شکست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وایییییییی
عیبی نداره جبرانش میکن سمانه اونجوری نگو ها یه وقت دیدی گیر دادن واقعا بپری بغام....
آخه بگو گیر هم بدم حالا جا نیست که بپری بغلم سمانه اگه جا بود اونقدر بغلت میکردم که خودت خسته بشی.... اا سمانه کی میریم دانشگاه خواهرت؟؟؟ اخه اون وقت موقع برگشتن میرفتیم بستنی.. اون وقت تونمیتونستی از جاده رد بشی اون وقت من چی؟؟ بغلت میکردم واییییییییی![]()
نه نه سمانه قرار بود که هر چی توی دلمون هست به هم بگیم سمانه اخه نازی تو به من نگی به کی میتونی بگی اخه... سمانه هر چی توی اون دل قشنگ هست همش رو برام بگو نذار چیزی بمونه ها باشه قول دادیم ها...... مرسی......
سمانه جونم میشه یه چیزی ازت بخوام سخت نیست( مثل مال تو
) سمانه میشه وقتی آش رو بهم میزنی حاجت منهم بخوایی .؟؟ سمانه میدونی چی بگی؟؟؟ سمانه گوشت رو بیار جلو هیشکی نشنوه.... عوض من بگو کهههه خدایا اول از همه شکرت که این همه نعمت به ما دادی ولی هیچ وقت قدرش رو ندونستم.. بعدش خدا جون سمانه ی من هر کجا باشه سلامتش کن بعدش هم خدا....( سمانه خودت میدونی دیگه آفرین آهان همونه اونو از خدا بخواه همونی که هر دومون آرزوش رو داریم.. مرسی سمانه جونم مرسی.....![]()
![]()
![]()
سمانه میشه به جایی دوستتدارم یه جملهی دیگه بهم یاد بدی که اون بهت بگم اخه اونقدر دوستتدارم که این جمله قدیمی شد وای احساسا من روز به روز تازه تر میشه سمانه دوستت دارم دوستت دارم بی نهایت عاشقتم.. سمانه این هم نمیونه از تمام بوس هایی که هر روز ازت ور می دارم..![]()
![]()
راستی سمانه بوس من از دستت که یادت نرفته میدونم یادت رفته پس زود باش زود باش یه بوس خوشگل از دستت بردار.....![]()
![]()
![]()
s.h
آخ سمانه این چه سلامی بود ریخت همه جام رو سوزوند
واییی سمانه جونم لااقل اجاق رو خاموش کردی؟؟؟ مواظب باشی ها یه وقت خودت رو میسوزونی...![]()
سلام سمانه جونم سلام خانومی سمانه خب این چندمین سلام منه؟؟؟
عیبی نداره به قول خودت و همه سلام سلامتی میاره ناز نازی....تو هم همیشه سلامت باشی...
وایییییی سمانه من چطوری ازت تشکر کنم هان ؟؟؟؟؟؟؟ بگو زود باش بگو بگو ببینم چطوری بتونم ازت از نازم تشکر کنم سمانه چطوری ؟؟؟ سمانه مرسی مرسی سمانه جونم خیلی خوشحال شدم سمانه خدا پشت و پناهمون هست قربون خدا جونم هم برم..سمانه اخی تو با این مهربونی هات من و شرمنده میکنی میدونی الان از حرف اون روزم که شرمنده بودم( که میخواستی منو دعوام کنی) خیلی شرمنده تر شدم سمانه باز هم منو ببخش باز هم خوشحالم ولی چی کار کنم که تو هم خوشحال بشی آخه همش این وسط منم که خوشحال میشم این که انصاف نشد سمانه یه کاری بگو که تو از اون کار خوشت بیاد اون وقت من هم اگه در توانم باشه انجامش میدم..سمانه جون باور کن توی اینمدت ازم کارهایی خواستی که واقعا توی توانم نبود اگه عقلا هم میخواستم قبول کنم ولی اخه مگه این دلم میزاره؟؟ فقط سمانه جونم اگه توی این چند روز زیاد اذیتت کردم ناز من ببخش......![]()
![]()
خب سمانه یه بوس هم تو بده از اون آبدار ها که بدونم بخشیدی...... مرسی....![]()
اا سمانه میدونی چی شد آخ نمیدونی که اونجا بودی از خنده که از خجالت سرخ میشدی .. اخه سمانه نمیدونی که این دفعه دیگه منو اونجا گذاشت یه کاری داشت رفت من موندم ودکتر سمانه نمیدونی چه شرین بحث میکردیم اونقدر داغ میشد که گاها دکتر مرفت مینشست روی صندلی خودش بت هم حرف میزدیم دهن من هم اونجا باز همین جوری حرف میزدیم سمانه یه حدودو یک ساعتگذشته بود هنوز دکتر کارش رو انجام میداد و با هم حرف میزدیم سمانه همین جور که حرف میزد داشت با دیرل با دندونمور میرفت من یه لحظه یاد حرف تو افتادم سمانه یهو خندم گرفت تمون آبی که دستگاه ریخته بود دهنم پرید گلوم نمیدونی چه سرفه هایی کردم همجا رو بهم ریختم دکتر میگه چی شد گفتم هیچی بابا زیاد حرف میزنیم یهو خندم گرفت اونم مثل من شروع کرد به خندیدن آخ سمانه ۱۰ دقیقه طول کشید تا سرفه هام تموم بشه بعد از اون دیقه کم صحبت کردیم.
....... نه باور کم راست میگم کم صحبت کردیم
سمانه بعد از اونم گفتم برم مغازه دادش چند وقته نرفته بودم سمانه رفتم دیدم( ااا سمانه ترکی اینو بخونم آةخه هر چی فکر کردم نتونستم معادل فارسی رو پیدا کنم ..... ) مهمونی از زانو است .. نگو دوست داداشم که همون همساییه قبلی ما بود و توی یه شهر دیگه کار میکنه اومده تبریز بیه بسته آجیل خریده بود اورده بود مغازه ی داداش من که دیدم اخ آجیله دیده دیدم نخورم نا انصافی میشه ( البته به شکمم) سمانه بخور بخوری بود که نگو یه ۶ نفری میشدیم ریختیم روی آجیل ها
حالا بخور کی نخور..... اونم با این دندونم..... خب سمانه عوض تو هم خوردم ها یه وقت نگی یاد سمانه نبودم .. نازیییییییییییییییی
ااا سمانه آره دیگه مامان راست میگه
( اخ چرا میزنی؟؟ ای وای این مشگون واسه چی بود؟؟؟؟؟؟)) سمانه یه کم مثل من کم کار کن مثلم من وقتی نشستی پشت کام بیشتز از هفت هشت ساعت کار نکن باشه به کمرت فشار میاد...![]()
![]()
![]()
سمانه باشه منکه از اول اینو میگفتم که هر چی باشه زود به هم بگیم این یکی ار بهترین کارهاست میبینی یکی خجالت میکشه یا نمیتونه یه چیزی رو بگه اون وقت میریزه به دلشو ... وای بعد اونم ..... باز هم وایی.. باشه سمانه جون ولی تو هم قول بده اگه من همکار اشتباهی کردم زودی بهم بگی دیگه متظر نباش که من ازت بپرسم باشه؟؟؟؟؟ بدون رودرواسی و خجالت کشیدن ......
سمانه جونم رفتی چوب گرفتی ؟؟؟ میگم سمانه مگه توی خونه هم کار میکنی؟؟؟ ؟؟ خب حتما کار میکنی دیگه ولی خسته نمیشی؟؟/ سمانه اون وقت باید دو تا طرح داشته باشی؟؟ این طور نیست؟؟؟/ خب سمانه یکی توی خونه یکی هم توی کلاس راستی سمانه تا حالا ازت نپرسیدم سمانه الان چند تا کار توی دستتت داری؟؟؟ خب هر چند تا داری همش رو بنداز زمین بیا بغلم یه بوس هم بده ببینم..
به به سمانه بوسات چقدر شیرینند اوووووووووووووومممممممم به به کیف من که عاشق دختری مثل تو شدم.....![]()
![]()
سمانه جونم به به فردا باز هم میبینمت چقدر من الان خوشحالم وایییی
دیگه نگو کاش آدما مثل ما همیشه این طور خوشحال بودن سمانه اونقدر دوستت دارم اونقدررررر که نمیتونی اندازش رو حدس بزنی .... اخ که خیلی می خوامت....![]()
راستی سمانه جونم من وقتی داشتم مسنجر رو باز میکردم یهو کام هنگ کرد بعد ارورو داد مجبور شدم ببندم .. سمانه نتونستم آفلاینات رو بخونم سمانه این دفعه که دوباره خواستی برام ی ام بزاری اون یکی ها رو هم برزام بفرست باشه؟؟ مرسی سمانه جون
سمانه تنها کسیکه توی این دنیای بزرگ عاشقشم بدون تو هستی سمانه حد مرزی توی عشق من نسبت به تو نیست عشق من برای تو وسیع و بزرگه ..سمانه خیلی دوستت دارم خیلی.......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جون حال آقای تو خوبه خب حالا بهم بگو حال خانوم من چطوریه بگو ببینم خوشگل من سر حاله ؟؟؟ اخ که همشه سرحال باشی ...![]()
![]()
به به الان که با هم چت کردیم خیلی شارژشدم خیلی سمانه میدونی هر وقت با تو هستم چه حضوی چه چتی خیلی سرحال میشم درسته ارزش چت به حضوری نمیرسه ولی خب ....خیلی میچسبه......![]()
![]()
سمانه متاسفانه هنوز نتونستم کاری بکنم ولی تمام تلاشم رو میکنم ولی هر چی میرم جلو تر همش به بن بست میخورم ......![]()
آخ سمانه خب ببخشم من منظورم فقط این بود که بپرسم خیالم راحت بشه اون وقت میبینی سمانه اگه نپرسیده بودم شاید ناراحت نشده بودی حالا بعدش میگی هر چی توی ذهنت داری بپرس ...
ای وای سمانه چی میگی ؟؟؟؟؟؟؟ سمانه خیلی راحت میگی ... سمانه من خیلی خوب درک میکنم ولی سمانه از من این رو نخواه آخه ببین فقط توی پاساژدست توی دست هم میدیم اونم یا بالا هستیم یا پایین بیرون هم که با هم میریم خب آره دیگه خطر داره ولی ما که با هم چسبیده نیستیم سمانه من هم ازت خواهش میکنم که.... نگو حالا میگی هادی ازم خواست من دستم رو بهش دادم ولی خودش حرف منو قبول نمیکنه ولی سمانه باور کن نمیشه اخه چه جوری بتونم سمانه؟؟؟؟؟؟ سمانه میدونی من هم فامیل دارم من هم مثل تو هستم تازه اگه ببینمند شاید بیشتر از فامیل شما حرف در بیارند ..سمانه ولی من نمیتونم اصلا آخه ببین چی میخوایی .. سمانه درکت میکنم که نگران باشی ولی سمانه من با تو نیام پس با کی بیام سمانه؟؟؟؟
سمانه خواهش میکنم هزار بار بیشتر از تو ... سمانه تو رو خدا سمانه.. سمانه من حتی حاضرم اگه کسی دید من بگم که از اون ور خیابون تا این ور داشتم مزاحمت میشدم حاضرم تمام بدی هاش رو به پای خودم بریزم ولی سمانه این خواهش رو از من نکن سمانه میبنی هر چند روز یه بار یه حرفایی میزینی که .... ![]()
سمانه یه لحظه فکر کن ... سمانه تو فکر کن اگه قرار باشه کسی ما رو ببینه حتما قرارا نیست که وقتی با هم میریم ببینند ممکنه وقتی با هم سوار تاکسی میشیم ویا از تاکسی پیاده میشیم ویا توی تاکس نشستیم یه اشنا بیاد بغل دستمون بشینه .. سمانههه میبینی هر آن امکان داره ما رو ببینند اون وقت ما باید اصلا با هم بیرون نریم
اون وقت باید تو تنها بری تنها بیای
سمانه اون وقت عشقمون محدود میشه به وب و چت
سمانه قبول میکنی؟؟؟؟
سمانه خب اون دوستت دیده خب قبل از اون خیلی آدم های نزدیکتر دیدن ولی این جوری نگفته بودی.. سمانه تو رو خدا بیشتر فکر کن.... خب چرا همکار بابات دید (یعنی کسی که به احتمال ۹۹ درصد ممکن بود بگه) خب چرا اون وقت این جور نمیگفتی؟؟؟؟ سمانه چون این دوستت زنگ زده گفته به خاطر همون؟؟؟؟؟ سمانه خواهش میکنم هم خواهش میکنم خواهش نکنی هم خواهش میکنم این حرفت رو فراموش کنی ......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.
اا سمانه جون کتاب رو تموم کردی ماشا.. افرین خیلی زود تموم کردی خب چرا به این زودی ..راستی سمانه میبینی هادی چقدر گیجه؟؟ آخه ببین چند وقته از تو دفتر گرفتم هوز بهت ندام سمانه فردا من هم دفترت رو میارم ... ااا سمانه تو که تموم داستان رو گفتی
دیگه مزه نمیده که
سمانه عجب دختر خوبی هستی.....![]()
آخ سمانه هفته ی که به روموم میاد کلاس نداری؟؟؟؟ وای چه بد این دومین خبر بدی بود که توی این نوشتنت دادی..
باشه سمانه جون باز هم مرسی که اون سه شنبه رو لااقل به خاطر من میایی...
اا سمانه میرید باز هم چوب بگیرید ؟؟ خب سمانه جون موفق باشی عزیز دلم.. خوب من ناز من....![]()
![]()
![]()
سمانه چقدر خوب مینویسی سمانه از این شعرت خیلی خوشم اومد خیلی.....
سمانه جونم دوستت دارم عزیزم تا شب ![]()
![]()
![]()

سلام سمانه جونم خوبی عزیزکم؟؟؟
سمانه جونم عزیز اخه هادی واست بمیره دلگیر میشی؟؟
نه سمانه جون هر وقت دلگیر شدی به این فکر کن که باز هم همدیگر رو میبینیم سمانه جون من الان بی صبرانه منتظر فردا هستم میدونی به چی فکر میکنم به این که بعداز این که فردا برشگتیم اوه ۲ روز باید تحمل کنم وای چقدر سخته میدونی توی دنیا سختر از این نیست که آدم واسه دیدن معشوقش انتظار بکشه سمانه الان چند ساعت مونده؟؟؟۲۳ ساعت و ۵۲ دقیقه تا دیدن تو فاصله هست...... اخ سمانه ......![]()
![]()
سمانههههههه تو رو جون هادی بگو از چه حرف من ناراحت شدی ؟؟؟؟ من چی گفتم خودم متوجه نشدم سمانه بگی ها نگی فکر میکنم یه چیزی توی دلم سنگینی میکنه . سمانه اخه من به تو چی گفتم که ناراحتت کردم؟؟ هر چی فکر میکنم چیزی به خاطرم نمیرسه.... سمانه بی صبرانه منتظرم بگی که من هم متوجه اشتباهم بشم میبینی من گفتم تو هم بگو عزیزم....
وای سمانه جون تو میخوایی به جای من بری نه نه سمانه جون یعنی تو درد بکشی هادی هم... نه سمانه اگه بزرگترن آمپول دنیا رو هم بیارند بهم بزنند جیکم در نمیاد که خدای نکرده تو جام میری ..سمانه خیلی دوستت دارم خیلی سمانه عزیزم امروز برم ببینم چی میشه ... عزیزم....
واییییییییی سمانه تا دم در حول ورت داشته بود اخ سمانه ببخش همش تقصیر مه که دیر اومدیم ولی خدا رو شکر خدا رو شکر هیش کدوم متوجه نشدن سمانه میدونی دیروز بعد از اینکه گفتی همچینی ترس ورم داشته بود وقتی در رو باز کردم دیدم (خواهر کوچیکت) سیب به دست ایتاده وای نمیدونی چقدر خندم گرفت اخه آدم توی اون موقعیت یکی این طوری بیاد جلوش جالب میشه نه؟؟؟؟
سمانه جون کتاب رو خوندی ؟؟؟؟ خب شاید تمومش نکردی سمانه جالب هستش ؟؟؟؟ سمانه عجله نکنی ها یه وقت کرات رو میزاری زمین همش کتاب میخونی که زودتموم بشه نه میبینی که تا روز ۳۱ وقت داریم ..
سمانه راستی میدونی الان دارم چی دانلود میکنم؟؟؟ خب از کجا بدونی سمانه میخوام وبلاگم رو خصوصی خصوصی کنم یعنی فقط تو بتونی بخونیش این جوری بهتره نه؟؟؟ خب به خاطر همون دارم یه برنامه ای رو دانلود میکنم امیدوارم بتونم موفق بشم .... اگه تونستم موفق بشم این برنامه رو به تو هم میدم تو هم ازش استفاده کنی...
سمانه جون راستی باز هم قالب وبم رو عوض کردم توش یه دونه اهنگ جیدید هم گذاشتم ببین خوشت میاد ..راستی سمانه یه دونه وبلاگ گیر اوردم که دارم سعی میکنم که قالبش رو ازش خارج کنم اگه بتونم خیلی خوب میشه البته ۵۰ درصد کار رو کردم فقط اگه تونستم تمومش کنم خیلی خیلی خوب میشه .....
سمانه نازی فردا میبینمت آره به به همش دلخوشی من اینه راستی سمانه امروز عصر میرم باز هم دعم کنی ها سمانه خیلی مرسی
سمانه انکه همش نگاهش برای توست و جان در نگاهت خواهت داد امیدوام به روزی که با هم زیر آسمون خدا با نم نم باران با صدای سوز عشق باد دست در دست هم قدم به قدم راهی سمت خ۰وشبختی بشویم .. سمانه نگاهت برایم نیرو دهنده و لبخند ملیحت تداوم خوشی هایم هست مهربان دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سمانه دوستار تو هادی ۱۰/۱۱
سلام سلام سمانه جونم ![]()
سمانه خوبی عزیزم ؟؟؟ سمانه امروز که خسته نشدی ؟؟؟ سمانه امروز واسه من خیلی خوش گذشت اصلا هر وقت با تو هستم برام خوش میگزره سمانه جونم خیلی میخوامت خیلی
سمانه میبینی عوض اون ۱۸ روز چقدر همدیگر رو میبینیم؟؟؟
خدا جون خیلی ممنون. سمانه خیلی خوشحالم سمانه میدونی از این به بعد هفته ی ۳ روز با همیمیم آخ جون
چقدر خوب میشه.. سمانه خیلی دوستت دارم خیلی....![]()
![]()
سمانه امروز چقدر خوب شد یه لحظه احساس میکردم که ما واقعا نامزدیم میددونی دست توی دست هم با هم داشتیم میرفتیم سمانهههههههه ![]()
خیلی احساس خوبی بهم دست داد خیلی راستی سمانه وقتی دستت رو بهم میدی بعدا که دستم رو بو میکنم بوی همیشگی تو میاد وای چقدر قشنگ سمانه جونم این بو هم مثل خودت نازه نازه.. سمانه میدونی وقتی نگات میکنم اونقدر مجذوبت میشم اگه بهم نگی که زیاد نگاه نکن اونقدر نگات میکنم اخه هر چقدر نگات میکنم احساس میکنم داری دلم رو به جوش میاری سمانه جونم خیلی ناز هستی خیلی ![]()
![]()
اا سمانه من از دستت ناراحت بودم؟؟؟ آره سمانه جونم ناراحت بودم ولی میدونستم اون حرفی رو که بهم گفتی از ته دلت نگفتی.... سمانه هر چی کار میکردم اون حرفت از یادم بره که ناراحتم نکنه ولی نمیشد تااینکه تو گفتی همه ی اون حرفامون رو فراموش کردی.. اون وقت دیگه خیالم راحت شد سمانه میدونی کدوم حرفت رو میگم نازی بهم گفتی هادی مواضب احساست باش) فکر کنم با یه قیافه ی جدی هم گفتی این طور نیست؟؟؟... اخ خیلی بهم برخورد ولی عیبی نداره خب سمانه جونم اون حرف رو زده کس دیگه نبودکه ولی سمانه همش یادم می افتاد سمانه ولی الان دیگه از یادم بردم چون تو هم از یادت بردی مگه نه؟؟؟؟؟ مرسی![]()
سمانه جونم قالبها رو از کجا میزارم توی وبم؟؟؟/ خب آدرشس رو به تو هم میدم برات آفلاین میزارم باشه؟؟؟؟ سمانه البته من توش یه تغیراتی ایجاد کردم .. سمانه جونم دوست دارم اینم یه بوس![]()
اه اه سمانه میبینی ظهری زود پریدم خونه که واست بنویسم دیدم تلفن هامون قطع شده داشتن درستش میکردند تا ساعت ۵.۳۰ خراب بود اما حالا که درست شده دارم برات مینویسم . سمانه جونم راستی اینو دیدی ؟؟؟ آره دیگه بوسه برای تو........
سمانه راستی میدونی آخه فردا باز هم میرم دندون پزشک (آخ یادم رفت سمانه منکه دل و جرات پیدا نکردم
همش به خاطر تو هستش یادته بهم گفتی برو دکتر منهم گفتم چشم...ولی اگه هم دل و جرات داشته باشم باشه بیا نصفش ماله تو بزار برم دندون پزشک کارم تموم بشه همش رو بهت میدم ناز نازی...)آره سمانه میگفتم فردا میرم دندون پزشک داشتم از دیروز میمردم وای حالا میخواد چی کار کنه ولی صبح که بهم گفتی دیگه کار اصلیش تموم شده نمیدونی چقدر خیالم رو راحت کردی..
سمانه میبینی چقدر سخته وای اون امپول
رو که زد یه لحظه بدنم یه تکون شدیدی خورد فکر نمیکردم اون همه درد داشته باشه هنوز خوبه بیحسش کرده بود ......
سمانه جونم دیروز رفتید شام خوش گذشت عزیزم دلم ؟؟؟ کاش همیشه واست خوش بگزره که هادی از ته دلش آرزوش اینه ....![]()
![]()
سمانه راستی امروز ظهر که میومدیم خیلی خیلی خوب شد که ما از محله رفتیم اخ سمانه چشمت روز بد نبینه
کم مونده بود بابا مار رو ببینه آخه وقتی رسیدم دم خونه دیدیم بابا داره در ماشین رو قفل میکنه اخ این یعنی وقتی ما داشتیم از محله میومدیم بابا هم از همون خیابون که قرار بود بریم اومده وای.... قربون خدابرم که بعضی وقتها مثل امروز این چیز ها رو دلم مینداره که از یه طرف دیگه برم....
اا سمانه میبنی مامان الان ازم پرسید هادی شام چی بزارم؟؟؟ سمانه همیشه ازم می پرسه من هم میگم حالا بزار ببینم چی دلم میخواد مامان بزاره...آهان از همونی که تو اون وقت پخته بودی آره درست حدس زدی پلو با خورشت هویج به به درست اون موقع هم خوردم ولی این میچسبه... ![]()
سمانه فردا ۵ شنبه است آره؟؟؟
شوخی کردم پس فرداست نه؟؟؟؟؟آخ کی میرسه نیومده باز هم دلم هوات رو کرده سمانه با اون لبخند شیرینت وای نمیدونی چه خوشگل میشی...![]()
![]()
سمانه خودت که بهتز از من میدونی چقدر توی این دنیا میخوامت و دوستت دارم میدونی که خیلی خیلی بیشتر ... سمانه بدون زیبایی های همه ی دنیا یه طرف زیبایی تو هم یه طرف هم دلت خوبه هم احساساتت خوبن هم دختر مهربونی هستی هم دلخوشی هم ناز هستی هم خوشگلی دیگه یه نفر از یه نفر چی میخاد ؟؟؟ سمانه تمام آرزوی من تو هستی تو فقط تو .. ![]()
![]()
![]()
سمانه جونم ای تنها بهونم واسه موندنم اونقدر میخوامت که هیچ اعداد و ارقامی نمیتونه ثبتش کنه سمانه کل دلم ( سمانه منظورم از دلم یعنی تمام وجودم که از دلم نشعت می گیره) واسه تو تپش میکنه سمانه رویاهای زیبای من تصویر خواب های زیبایم واست میمیرم واسه همیشه سمانه دوست دارم دوست دارم به توان نجومی![]()
سمانه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سمانه تو هم مثل من بودی؟؟؟؟ اصلا نتونستی بخوابی ؟؟؟؟ سمانه میدونی منکه از دیشب ناراحتم هزار تا فکر توی سرم اومده اصلا یه کم خیلی با هادی دیروز و اون یکی روزها فرق داشتم ولی نمیدونم چرا همش یه احساس بدی راجب خودم داشتم نمیدونم از سرزنش تو بویده یا....
سمانه میدونی تا حالا این جور ناراحت نشده بودم دیشب من هم مثل تو خواب نداشتم فکر کنم ساعت ۳ یا ۴ بود که یه کم چشمام رو روی هم گذاشتم ولی اونم زود از خوای پریدم.. سمانه تو رو خدا میبینی به خاطر یه دست دادن چقدر ناراحتمون کردی سمانه هیچ فکر نمیکردم این جوری بشه......
سمانه نه بابا عروسی مختلط کجا من کجا .. میدونی سمانه توی این همه مدت که این همسایه ی بالایی این جا بودن قبل از عید پسره رو توی کوچه دیدم به بهانه ی کافی نت برای اولین بار باهاش هم صحبت شدم میدونی توی خلال صحبت هاش راجب پارتی های شبونه صحبت کرد گفت من هم میخوام تولدم رو این جوری پارتی بگیرم(انگاری می خواست با این گفتش بدونه من و خانواده ی من با این جور چیز ها موافق هستیم یا نه) من هم طوری باهاش حرف زدم که آخرش برگشت گفت آره بابا ی من هم با این جور چیزها مخالفه (البته اینو راست میگه چون باباش از یه خونواده ی مذهبی مذهبی هستش) خلاصه این که پاکتی دعوتم کرد من هم پاکتی جواب رد دادم.. سمانه میدونی چه قبل از ازدواج چه بعد از ازدواج من پایبند همون اخلاقام هستم تازه بعداز ازدواج که دیگه آِدم نباید به این جور چیزها فکر کنه شاید نظرت این باشه که بعضی ها زنشون رو می برند اونجا با هم میرقصند ... سمانه نه من نه تا حالا این جور چیز ها دیدم و نه بهش فکر میکنم و نه انجامش میدم .....
آره سمانه برف اومد اونمچه برفی یه لحظه فکر کردم زمستونه خب اینم از هوای تبریزه دیگه یه روزش گرمه گمه روز دیگه سرد سرد.... سمانه عکسا ناقابله تمون اون ۱۲ تا مال تو ...سمانه اخرش تونستی نگاه کنی . سمانه میبینی جالبه نه؟؟؟؟؟
سمانه میرید خوهی عمت اینا ؟؟؟؟ خوش بگزره ولی کاش اون نیاد... سمانه خوش بگزره درسته یه نفر اینجا گوشه ی این کوی واسه تو دلش میگیره ولی همین که یه لحظه به خودم میگم سمانه با رفتن به مهمونی شاد میشه من هم خوشحال میشم..... سمانه شاید منهم نتونم عصری بیام اخه ممکنه البته شاید بابا بابا بریم دندون پزشک... سمانه اگه من هم نتونستم بیام عزیز فردا همون ساعت ۹.۳۰ میبینمت.....![]()
سلام عشقم سلام سمانه جونم..
سمانه آره آخ خیلی چسبید خیلی سمانه درسته بعده ۱۸ روز ... سمانه اگه امروز هم نمیدیدمت دیگه داغون میشدم سمانه انگاری برام اکسیر هستی بدون تو نمیتونم هیچ کاری بکنم.. سمانه امروز باز هم بهترین روز بود خیلی قشنگ...
آخی سمانه عذاب وجدان گرفتی؟؟ سمانه هادی رو ببخش
اخه سمانه من که گفتم اونقدر دوست دارم هنوز نترس اونجا بغلت نکردم اخه سمانه نمیدونی که تو برام چی شدی .. سمانه اخه میدونی هادی واسه تو داره میمیره سمانه؟؟؟؟ سمانه جون ببخشم ولی سمانه اینو دیگه ازم دریغ نکن اخه خیلی دلم میخواد دستت توی دستم باشه سمانه نه اینکه فکر های بد کنی نه.. ( سمانه شاید اینجا بگی پس هوس نیست چرا پس دستم رو نگه میداری. خب سوال خوبیه که شاید نتونی بپرسی به خاطر همون من خودم پرسیدم خودم هم جوابش رو میدم.. سمانه میدونی تووقتی یه بچه رو دوست داری خیلی میبوسیش از چه نظریه؟؟/ خب صد در صد هیچ نظری نداری فقط دوستش داری به خاطر همون مثلا وقتی مهدی کچولو رو بوسش میکنی یا محکم بغلت میگیری از روی هوسه؟؟؟ خب معلومه که نه سمانه جون دوست داشتن من هم برا تو مثل اینه بعضی وقت ها هم نمیگم نه شاید یه احساسی بهم دست بده ولی زودی خودم رو کنترل میکنم پس عزیزم نگران نباش جونم من) سمانه به خدا از دوست داشتن زیاده ..سمانه دوستت دارم خیلی... سمانههههههههههههههههههههه وایییییییییی راستی راستی میخواستی باهام قهر کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
سمانه اون موقع میدونستی من به چه روزی می افتادم؟؟؟؟ میدونی؟؟؟ سمانههههههههه اونجا گفتی باهام قهری اونجا من به شوخی گرفتم اون همه ناراحت شدم سمانه نه تو رو خدا دیگه از این فکر ها نکینی ها سمانه دعوات کنم؟؟؟ سمانه من هم ناراحت شدم ها آخ اخ آخ ببین دختره چی میگه.. سمانه میگی حیف که نشد قهر کنم؟؟؟؟؟ سمانه دستت درد نکنه .. مرسی باز هم از ن حرف های قشنگ قشنگ بزن
این چه حرفایی که میزنی اخه ؟؟؟؟سمانه عزیز میدونم درک میکنی چقدر دوستت دارم پس چرا این حرفا رو می گی ..؟؟؟؟ سمانه بعد از این نگی ها.. باشه؟؟؟ .. سمانه دوست دارم خیلی.... سمانه جونم اینم یه بوس![]()
اا سمانه چی میگی؟؟؟؟ من و از این عروسی ها؟؟؟؟؟؟ سمانه چه جوری بگم؟؟؟یه چورایی تنفر دارم..سمانه نمیدونم تو توی ذهنت از فامیل ما چی داری ولی سمانه ما دیگه مثل اونا نیستیم آره جشن میگیریم شادی میکنیم ولی دیگه زن و مرد با هم قاطی نمیشند زنها رو به یه جشن دعوت میکنند مرد ها رو هم به حنا ... سمانه کاملا من با این جور چیزها مخالفم اخه یعنی چی زنش رو آرایش کرده داره به همه هم نشون میده . توی فامیل ما توی جشنی که خانمها میگیرند( یعنی فقط خانم ها هستن) فقط یه آقا دیده میشه که اونم آقا داماده بعضی ها میان جلوش میرقصند .لی داماد همش چشمش به زمین دوخته میشه یعنی اون موقع ها که من بچه بودم و توی این عروسی ها هم بودم همش از مامان میپرسیدم این داماد چرا نگاه نمیکنه همش داره زمین رو نگاه میکنه.....
اا سمانه چطور سی دی ها باز نمیکنه؟؟؟ سمانه باید منتظر بشی تبلیغات تموم بشه اون وقت یه لیستی میاد .عنوانهاش بعضی ها اینها هستند.... ترفند. عکس. برنامه.. سینما و.... روی هر کدوم کلیک بزنی باز میشه.... اا چطور باز نشده من نمیدونم.... میگم اون برنما هایی که توی اول سی دی میگه توی کامت نسب کردی؟؟؟؟ دوتاش رو من یه سی دی بهت داده بودم .. (اسیستان)توی اون هست میتونی بزنی.. سمانه اگه دیدی بعد از زدن باز هم باز نکرد بیار من سی دی های خودم رو بیارم شاید توی رایت کردن اشکالی پیش اومده( البته من هم رایت کردم اصلیش دستم نیست)
آره سمانه جون عصری درس داشتیم ولی تشکیل نشد الان نیم ساعته که اومدم انشا.. از فردا به روی غلتک میفته...
راستی سمانهمیدونی امروز وقتی با تو برگشتم خونه مامان گفت هادی زن دایی زنگ زده بود ( همون هندیه) با توکار داشت . ااا منهم تعجب کردم /اخه اون چه کاری میتونست با من داشته باشه . زودی پریدم تلفن رو برداشتم زنگ زدم بعد از کلی صحبت با دایی بعدش زن دایی گفت که هادی من میخوام یه آرایگشاه باز کنم یه مغازه هست دو تا دیوار داره یه کم رنگ میخواد. گفت میدنستم تو هم بلدی رنگ بزنی( اخه سمناه من توی رنگ زدن یه کم مهارت دارم) به خاطر همون گفتم دیگه زحمتش رو به تو بدم بایی احمد هم کمکت کنه باز هم رنگ بزنید من هم گفتم باشه اخه زیاد نیست دو تا دیوار مغازه هست بعد گفتم فقط یه مدت اجازه بده من بهتون زنگ میزنم.... حالا باید برم رنگش بزنم . اینم از شانس ما.....
سمانه جونن این چه حرفیه منکه توی عکس دادن مثل تو کنس نیستم
هر قدر خواستی بردار باشه اصلا ۲۰ تاش رو بردار سمانه درسته زیاد خوب نیوفتادم ولی همش رو برای تو انداخته بودم.... هر چقدر خواستی بردار .. نازی ....
سمانه امروز باز هم تاریخی ترین روز شد اخه سمانه دستش رو به من داد سمانه ناراحت نشی ها من دستت رو ازت هدیه گرفتم هیچ وقتم پسش نمیدم سمانه تو هم یه جوری با دلت کنار بیا دیگه اگه به دلت بگی بدون قصده حتما قبول میکنه
سمانه جون تو خودت خودت رو دوست داری چون مثل حرف تو تمام سلول های بدنم برای توست. برای تو زندگی میکنم و دنیا رو فقط تومیبینم یعنی تو شدی پنجرهای به روی دنیام سمانه جون دلم برای تو تلپ تلپ میزنه نمیدونی من هم وقتی با تو هستم چه حالی میشم ولی سعی میکن خیلی به رویا نرم اخه اون وقت توی اون مدت کم هدر دادن وقت به دلم بی انصافی میشه.. سمانه جونم دوست دارم خیلی .... دلم واسه موندن با تو داره از سینم در میاد سمانه تا روزی که میتونم چشمام رو باز کنم و دنیا رو که تو هستی ببینم هیچ وقت نمیتونم دوری تو رو تحمل کنم... تنها عشم دوست دارم دوستت دارم دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام سمانه خوبی؟؟/
سمانه آره ما رفتیم ۱۳ اخه گفتم که فامیل ما و ما یه کم دیونه تشریف داریم
به خاطر همون رفتیم سمانه نمیدونی چقدر زیر بارون بودیم همش توی چادر بودیم من که از اول تا اخر همش نیم ساعت نتونستم از چادر دور بشم سمانه شما کار خوبی کردید که نرفتید آخه اونقدر بارون میود سمانه یه ۵ دقیقه هم تگر بارید آخرش هم ساعت حدود های ۳ بود که بابا گفت دیگه پاشیم بریم نهار رو خوردیم همه رو هم فرستادیم خونشون میدونی سمانه چند فامیل بودیم؟؟؟ بزار بشمورم.... سمانه ۹ خونواده بودیم با ۴ تا چادر سمانه جون میدونی کجا رفته بودیم همین نزدیکا سردرود یه پارک تفریحی و جنگلی هست رفتیم اونجا . سمانه خیس خیس شدیم و یه کمی هم بودی دود گرفتیم و اومدیم .. سمانه میدونی چی شد دست من آتیش گرفت
آخه چوب ها اتیش نمیگرفت رفتیم با کمک شوهر خالم بنزین بیاریم آوردیم ریختنش رو من ریختم سمانه یهو دیدم آتیش توی دستمه بنزین رو ول کردم زمین همه جا اتیشی شد سمانه نمیدونی دستم رو توی هوا چطور تکون میدام که خاموش بشه مثل کنه چسبیده بود ول نمیکرد ولی سمانه نمیدونم چرا کبود نشد چرا درد نگرفت حالا هم موندم چرا ؟؟؟؟؟ فقط موهای دستم سوختند..... ولی سمانه در کل همه از اومدنشون پشیمون بودند حالا ما دیر پاشدیم یه عده ساعت ۱ بود که رفتند همه جا آب بود و آب سمانه درسته که همتون دلتون میخواست برید ولی ما که رفتیم دیدیم خلی بارون اومد بد شد دیگه بابای من هم مثل بابای تو میگفت اخبار گفته بارون میباره نریم ولی آخه فامیل ما بابام رو ول میکردند . سمانه شما بهترین کار و کردید مامان من هم موقع اومدن میگفت کاش به جای رفتن به بیرون همهخی فامیل توی خونهی یه نفر جمع میشدن اونجا ۱۳ رو بدر میکردن من هم همین رو میگفتم بابا هم همین رو میگفت یعنی همه گفتن آره پیشنهاد خوبیه انشا... از دفعه ی دیگه.... ولی من باز هم میدونم که برف هم ببیاره میریم
....
اوخ اوخ اوخ سمانه چقدر دعوام کردی
... درست ۱۹ سطر مال دعوا بود اخ ( یازخ هادی) اخه سمانه من که از خودم خب این جوری احساس کردم دیگه سمانه خودت رو بزار جای من نه خدا وکیلی خودت رو بزار جای من ... خب حالا دیدی من چی میگم؟؟؟؟؟ بزار دیگه این بحث رو ادامش ندم .....
سمانه جون باشه ساعت ۱۰ بریم .. سمانه میخوایی بریم سینما؟؟؟؟ خب أره دیگه گفته بودیم میریم سینما بعد از اونم ببینیم خدا چی میخواد... سمانه میگم بریم همون شاخه گلی برای عروس .. باشه؟؟؟ البته اگه تو هم راضی باشی...... دوست دارم![]()
![]()
آخ اخ سمانه شما تنهابودید چه بد شد که نفهمیدم سمانه زودیی می پریدم بیرون بهت زنگ میزدم... سمانه جونم اخه چرااین جوری میشه .. کاش زودی ان میشدم ... سمانه باشه فردا عوض همش رو در میاریم باشه؟؟؟؟ ![]()
![]()
![]()
سمانه باز هم میگم تخم مرغ من یادت نره ها اگه یادت بره باز هم اون همه راه رو میگم برگردی بیاریش اخ خیلی دوست دارم تخم مرغ سمانم پیشم باشه.... سمانه جونم من هم برات سه تا سی دی با عکسام رو میارم باشه گلم نازم .. مرسی مرسی .
سمانه آنکه درونش برای پیوستن به تو شعله ور شد سوخت همچون شمعی برای رسیدن به تو و تو همانند پروانه ی عاشق که بالهایش زیباییت را نمایان میکند گرداگرد من پر زدی سوختی به خاطر عشقمون ... و همه ی این سوختن ها چه زیباست.. چه خوش است برای دلداده ات برای دنیایت بسوزی... همان گونه که ما میسوزیم....
سمانه دلم برای تپیدن محتاج دل و نگاه توست برای زنده ماندنم محتاجتم .. تویی روزگاری خوشبختی هایم... .. مثل همیشه دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جونم
سمانه
ای وای درست لنگه ی ظهر پا شدی برام نوشتی؟؟؟
ساعت ۹.۱۵
سمانه تو چقدر شیرنی عزیز .. سمانه اا دیروز رفته بودید خونه ی دایی اینا ؟؟/سمانه چی کار کردی ؟؟؟؟؟![]()
![]()
سمانه بابا خب خوب کاری کردی دیگه این جوری بهشون گفتی بابا اومدیم در باره ی ۱۳ حرف بزنیم هااا سمانه آره دیگه خنده داره دیگه حالا خوبه من نبودم .. البته خودم رو اونجا نگه میداشتم تو خونه اونقدر میخوندیدم وایییییییییییییییییی الان که خوندم سمانه یه لحظه که فکرش رو میکنم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سمانه اوخ اوخ ببین از من چی میپرسی...
درست اومدی به کسی گفتی که اصلا انگاری منو مامان جونم توی پیکنیک به دنیا آورده من که خیلی دوست دارم خیلی سمانه میدونی از بچگی هم این جوری عادت کردم اخه میدونی اون قدیم ها هر هفته بدون استثنا همه ی فامیل میرفتیم پیکنیک ولی از اون موقعی که بابای من هم سکته کرد هم معدش خونریزی کرد دیگه همه چیز به هم خورد دکتر ها گفته بودن تا ۳ سال نباید به پیکنیک و این جور چیز ها بری تا ۵ سال هم پشت ماشین نشینی آره عزیز از اون موقع خیلی کم میریم خیلی کم ولی سمانه من و ول کنی دیگه میرم و برنمیگردم میدونی سمانه رفتن به پیکنیک قشنگه ولی اون قسمتی رو که باید برگردی اه اه اصلا دوست ندارم .. سمانه یکی هم من یه اخلاقی دارم که دوست دارم با یکی برم که ازش خوشم بیاد یا مثلا سمانه توی این سفر آخری به خدا تو نبودی اصلا بهم خوش نگذشت اصلا .... ولی مسافرت و پیکنیک رو خیلی دوست دارم اصلا میگن غذای روح آدمه واقعا درست میگن .. سمانه توی ۱۳ بدر هم خیلی دوست دارم یه روز قبلش بریم یه روز بعدش هم بیاییم اون وقت هم خیلی مزه میده هم ادم توی ترافیک گیر نمیکنه من که از الان به خودم قول دام بزرگ شدم تشکیل خونواده دادم حتما این کار رو میکنم ... راستی سمانه الان مامان با دایی اینا داشت صحبت میکرد دایی گفت بزار با همه هماهنگ کنم بعد به شما هم بگم حالا منتظر تماس دایی هستیم . راستی سمانه نمیدونی که ما عجب فامیلی داریم سمانه یادته دو سه سال پیش ۱۳ بدر بارون شدیدی میبارید سمانه اون موقع کل فامیل جمع شدن رفتیم به شوهر خالم هم زنگ زدیم( رفته بود بستان آباد برای کارش) که وقتی میاد یه نایلون بزرگ بخره سمانه باید میدیدی نشسته بودیم میون ۴ تا درخت نایلون هم بسته بودیم به درختها قشنگ ۱۳ بدر میکردیم .. ولی سمانه یه وقت هم دیدی اصلا جور نشد با فامیل نتونستیم بریم اون وقت با دایی اینا و خاله ها میریم ..... سمانه جونم امیدوارم فردا بهت خوش بگزره به منکه میدونم خوش نمیگزره اخه همش یاد تو هستم سمانه میرید بیرون به یاد من هم باشی ها بدون یکی هم حالا داره به تو فکر میکنه سمانه جون مواظب خودت هم باش یه وقتت میبینی خدایی نکرده چیزیت میشه قشنگ مواظب خودت باش سمانه خودت رو به خودت میسپارم هااا خلاصه مواظب باش اگه مواظب نباشی هادی ناراحت میشه ه .. من امانتیم رو دست تو میسارم![]()
![]()
![]()
سمانه باشه حالا دیگه حتما میرم میرسم که بدون اچازه میشه یا اگه خونده باشند چی میشه؟؟؟ حتما میرم میرسم باشه سمانه جون مگه من چی گفتم حتما عزیزم خیالت جمع همون هادی و سمانه میباشم که هستیم سمانه آره دیگه من هم هدفم این هست که هم از گناه به دور باشم هم با هم راحت باشم والا من که چزی نگفتم ....
اا سمانه جون ببین کی داره از کی درباره ی فیلم سیبنما میرسه ![]()
دختر تو که استادشی داری از من میپرسی ؟؟؟ سمانه گل یخ رو نمیدونم ولی فکر کنم شاخه ی برای عروس بود دیگه؟؟ آهان همون ... فکر کنم خنده دار باشه حالا تو هم یه پر سو جویی کن ببینیم کدومش بهتره..... آخه معمولا دختر ها بهتر از پسر ها از این جور چیزها با خبر میشند....
به به تخم مرغ من به به
تخم مرغ اونم اونی که سمانه درست کرده
اووووووووووومممم سمانه ببین چه خوشگل هستند که همه ازش عکس گرفتن سمانه میگم یه کاری کن اگه از سفرتون عکس گرفتی به من بگو بهت یه آدرسی بدم بندازش توی وبت باشه سمانه؟؟؟؟ ولی سمانه این آدرس یه کم خطرناکه ها آخه آی پی کامت دزدیده میشه نه دزدیده نمیشه ها اونجا ثبت میشه... اون وقت باید بعد از فرستادن برا احتیاط هم شده ویندوزت رو عوض کنی .....
سمانه حالا عصر ساعت هفته میدونی چی دلم میخواد؟؟
خب آفرین درست حدس زدی مثل همیشه پیشت باشم آخه میترسم این آرزوها رو همش رو با خودم به اون دنیاببرم ..
راستی سمانه میدونی امروز چند چند شد؟؟ اه باز هم باختیم به خودم گفته بودم دیگه با اینها نرم فوتبال باز هم میگم .. خیلی نازک نارنجی هستن میترسند بیفتن زمین . باختیم اونم ۴ بر ۱ سمانه حالاخوبه به سالن نرفته بودیم اون وقت باید از جیب مبارکمون یه هزار تومنی هم تقدیم میکردیم... سمانه راستی تو منو می دیدی؟؟؟ دیدی چقدر زدنم
اخرش با یکی کم مونه بود حرفم بشه ....![]()
سمانه نمیدونم الان داری چی کار میکنی ولی هر کاری میکنی موفق باشی راستی سمانه یه چیزی ازت بپرسم راستش رو می گی؟؟؟؟؟؟؟ راستش رو بگی ها ؟؟ سمانه چرا دیگه راضی نیستی من باهات بیام برا گرفتن تایپ؟؟ سمانه من که گفتم باشه دیگه اسرار نمیکنم بده خب سمانه همون اول میگفتی داری بد مینویسی اون وقت دیگه من اصرار نمیکردم ولی دیگه با هم رفتنمون که دیگه چی آخه؟؟؟؟ نه دیگه سمانه نگو این جوری میشه... نه من قبول نمیکنم اخه یا اتفاقن نمیشه که با هم بریم یا این که تو خودت.... نمی دونم چی بگم؟؟؟دیگه دوست نداری با هم بیرون بریم؟؟؟؟؟ خب باشه دیگه اصرار نمیکم میدونی سمانه یه اخلاقی که تا حالامن از تو شناختم اینه که اگه یه چزی رو ازت اصرار کنن تمایلی به انجامش نداری حتی بیرون رفتنمون نگو نه ولی مثل بابایی هستی ها.. خب باشه از اینم به بعد هم من بر خلاف میلم اصلا اصرار نمیکنم ..باشه من که خیلی اخلاقهام رو رو به خاطر تو فراموش کردم اینم روش....
راستی سمانه روز قرارمون ساعت چند بریم؟؟؟ سمانه به خونه موقع برگشتنت رو یه وقت نگی ها برا احتیاط میگم میبینی یه کم دیر می کنیم نگران میشند.
سمانه شب رو روزم در تو خلاصه شده فکرم دلخوشی هام خوبی ها همه و همه توهستی یعنی یه چیزی میدونی انگاری همه چیزم از تو جاری میشه ![]()
![]()
سمانه توی دلم خونه کردی دلم ماله تو فکرم رو برا خوت بر داشتی فکرم دو دستی تقدم تو عشقم رو نفسم رو برا خودت کردی نوش جانت خیلی میخوامت خیلی آن چیز که در جهان با آن خوش آیم تو هستی ... با تمام وجودم میپرستمت ...![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جون خوبی ؟؟![]()
سمانه میبینی شانس رو از صبح برق ها رفته بود الان هم که اومد و می خواستم برات بنویسم بچه ها اومدن گفتن بیا فوتبال ( همین جا رو به روی محلمون ) قراره ساعت ۳۰/۱۲ بیرون باشیم حالا هم ساعت ۱۱/۱۲ هست سمانه جونم برم بعد از این که بازی کردم میام برات مینویسم
سمانه جونم تو هم یادت نره عزیزم برام بنویسی ها
آره عزیزم از پنجره دیدم که بابا تا نیم ساعت پیش خونه بود حالا سمانه جونم می تونی برام بنویسی ....![]()
راستی سمانه آخرش تونستی از نسل آفتاب رو نگاه کنی؟؟؟؟ سمانه جونم اگه نتونستی من برات رایتش کنم باشه سمانه جونم ...راستی سمانه دو تا سی دی جالب هم برات میارم بعد از اونم قرار بود چی واست بیارم ؟؟ آهان یادت اومد فیلم عروسی زیبا بروفه و مهدی مهدوی کیا. همش رو برات میارم سمانه عزیز دلم سمانه جون دلم واسه دیدنت لحظه شماری میکنه سمانه اینم از یه بوس خوشگل![]()
![]()
![]()
سلام سمانه ي عزيز گلم![]()
سمانه برات عصر بدي بود
؟؟؟ خب سمانه نازي ميگفتي بهت زنگ ميزدم سمانه ميگم عجب حکايتيه آخه الان بگم فکر ميکني دارم از خودم ميگم اخه من هم امروز دلم گرفته بود سمانه نميدوني چقدر دلم گرفته بود پا شدم زنگ زدم به هادي اينا که بريم عکسهاي اون يکي دوربين رو در بياريم نميدونم چم شده بوداخه وقتي هم با اونا بودم باز هم دلم گرفته بود سمانه يه لحظه بد جوري دلم خواست ببينمت سمانه به هادي گفتم تو برو عکس ها رو بگير من هم برم دستشويي و برگزدم سمانه رفتم محلهي کنار مسجد شعبان اونجا عکس نازم رونگاه کردم نميدوني چقدر خوشگلي
اخه خودت هم بعضي وقتها قبول نميکني سمانه وقتي ديدمت انگاري پيشم باشي اونقدر خوشحال شدم چند بار عکسات رو قشنگ بوسش کردم![]()
سمانه يه کم حالم به جا اومد سمانه خيلي خوبي خيلي خوشگل هادي هستي سمانه جونم اينم يه بوس![]()
سمانه نههههههههه
تو روخدا نه
سمانه من بد جوري دل تنگ شدم سمانه تو رو خدا يه کاري کن
همون روز با هم باشيم سمانه من ديگه طاقتم تموم شده اين روز ها رو هم نميدونم چه جوري ميگزرونم سمانه تو رو خدا يه کاري کن که من تو رو ببينم دارم ديونه ميشم سمانه کجايي ببيني هادي اينجا از دل تنگي داره
... سمانه حالم رو ميفهمي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سمانه خيلي دلم ميخوادت خيلي...
سمانه داري چي ميگي؟؟؟؟؟؟ من پشت سرت رو خالي کنم سمانه عين کوه پشت سرت ايستادم سمانه چه حرفايي ميزني از عشق من نسبت به تو کاسته بشه ؟؟؟؟؟ سمانه بزار از اخلاقهاي هادي بهت بگم سمانه من نميدونم چيچيم هست( ولي هر چي هست خوبه) توي اين مسئله با همه فرق دارم سمانه من توي يه چزي کوچيک مثل اهنگ اگه از يه اهنگ خوشم بياد ديگه تا آخر عمر بهش گوش ميدم اون وقت تويي که عشق مني عشق به اين بزرگي عشق سمانه از دوست داشتنم کم بشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سمانه اين سينمو ميبيني پر شدي توي اينجا تمام سينم رو گرفتي سمانه چي ميگي انگاري حال من و خوب درک نکردي سمانه دوست داشتن من داره روز به روز بيشتر ميشه اون وقت تو نگراني؟؟؟؟ سمانه من اونقدر دوست دارم که بعضي وقتها از گفتن احساساتم عاجز ميشم آخه هر چي به ذهنم مياد ميگم اين کلمات لياقت تو روندارند سمانه هادي خونش قلبش وجودش روحش با تو آکنده شده اين دوست داشتن جسمي نيست که کم بشه اين دوست داشتن روحي هست عشق روح هم هر روز با فهميدن معني عشق زياد تر و زيادتر ميشه .. سمانه جونم خيلي دلم ميخوادت خيلي....![]()
آخ
آخ
آخ
سمانه ميدوني چي شد ؟؟؟ اين مامانم نشسته بود اينجا داشت لباس هاي منو تا ميکرد من هم نميدنم چرا هميشه وقتي براي تو مينويسم دستام و صورتم حرکت ميکنند وقتي احساساتي ميشم دست ها و صورتم احساساتم رو بيان ميکنند الان هم اين جوري شده بودم يه لحظه مامان گفت هادي ديونه شدي ميگفت من تا الان شک داشتم الان ديگه مطمئن شدم ديونه هستي
بهش گفم مامان اخه نميدوني که چه جوکهاي اينجا مينويسن . ميگه آخه آدم برا جوک ميخنده يا خل بازي در مياره
موندم چي بگم
....؟؟؟يه دروغ گفتن هم بلد نيستيم
سمانه به به چقدر خوب توصيف ميکني خيلي با حال
سمانه توي باغ با هم آخ
سمانه چرا نگفتي توي آغوش هم سمانه بغلي بپر بپر بپر ...
سمانه جون آب تني سمانه اخ که چقدر دوست دارم عشقم من و خيس آب کنه سمانه باز هم منو دو سه ساعتي بردي توي عالم سمانه عاشقتم عاشق.. سمانه ميدوني اخه يه بار رفته بوديم پيکنيک خالم نامزدش رو کنار رود اونقدر خيس آبش کرد که نگو سمانه اونقدر دوست دارم من و تو هم .....![]()
![]()
سمانه تو تنها آرزوي مني
آروزي من دوست دارم خيلي....![]()
![]()
سمانه اا ميگم ناز هستي اينه ها
دختر خوب بعضي وقت ها ميخوايي صحبت رو عوض کني يه چوري ناز عوضش ميکني
که من اون حالت رو خيلي دوست دام عوضش اون موقع هم من قلقلکم مياد
همش دوست دارم بهت بگم اينجاش رو يادت رفته ها سمانه چي شد پس؟؟ سمانه نظرت در مورد صيغه؟؟؟؟ اخه نگفتي بعد از اون همه توضيح...
کرخت شدم
.... سمانه هادي منتظره ها نترس هميشه به يادت ميندازم عزيز مني ناز مني...
سمانه آخه هادي واست بميره انگاري دلت خيلي تنگ بوده اخه الان خونه نيستيد حتما حوصلتون سر رفته رفتيد مهموني سمانه جون الان من يه کم دلم تنگيد سمانه...... آخه کجايي سمانه جون من ميخوامت سمانه..... بپر بغلي
..سمانه يه ربع مونده به بوس هات ها يادت نرفته که من هر روز بهت ميفرستم هااا سمانه ..........![]()
![]()
راستي سمانه انگاري فيلم جديد اومده بريم سينما آره؟؟؟؟ يکي اسمش چي بود؟؟؟ آهان گل يخ و شاخه گلي براي عروس سمانه چي ميگي بريم عزيز دوردونه ي من سمانه خيلي ميخوامت خيلي سمانه هر کدوم که تو بگي ميريم باشه ؟؟/
راستي سمانه از تخم مرغ من خوب مراقبت کردي
بياري ها يادت نرفته که ؟؟؟ سمانه من ميخوام ها باشه عزيز دلم ميبيني به يادت انداختم ناز من ..![]()
سمانه گل من
مهموني خوش بگزره ناز من خوب من امشب رو خوب بخوابي هادي هميشه ميخواتتت هميشه.. اگه تموم گل هاي عالم رو جمع کنن تو سر دسته ي تمام اون گلهايي .. بوس بوس بوس ![]()
![]()
![]()
سمانه تا عالم هست هادي هم کنارت هست![]()
![]()
![]()
سلام سمانه جونم
سمانه ظهر تو هم بخیر عزیز جونم سمانه میبینی همه ی چیز های که توی قلب من میگزره توی قلب تو هم هست عزیز من هم نمی تونم ربدون تو روز م رو به شب و شبم رو به روز برسونم سمانه دارم از محبتت اینجا از خوشحالی یه جوری میشم سمانه جون میدونم که میدونی خیلی می خوامت خیلی... اندازه ی دست باز شده ی کودکی که دنیا رو توی همون دستاش گرفته سمانه دوست دارم بیشتر از پیش....
سمانه جون اشکالی نداره سمانه عوضش من توی این مورد خیلی مطالعه کردم الان همش رو به تو هم میگم سمانه میدونی بزار در مورد این سوالت که چرا میرند محضر؟؟؟ و شاهد برای چیه توضیح بدم...
میدونی سمانه ازدواج دو حالت داره یکی شرعا یکی هم قانونا میدونی سمانه برای ازدواج کردن همون باید یه دعایی بین دو نفر که میخوان با هم ازدواج کنند خونده بشه وقتی خونده شد دیگه این زن و شوهر به هم محرم میشند و میتونند با هم زندگی کنند ولی حالا چرا میرند محضر ؟؟/ اخه سمانه تو الان فکر کنند از اداره ی آگاهیی بیان خونه ی شمان بگند آقای.. شما با این خانم(مامان جون) محرمید؟؟ اون وقت بابا بگه آره حالا بابا چه مدرکی دارهکه ثابت کنه زن و شوهرند ؟؟؟؟ بزار یه کم واضح تر بگم حالا فرض کن دو نفر زن و مرد و با هم بگیرند اون وقت اون زن و مرد میتونند به دروغ بگن ما صیغه ی محرمیت خوندیم حالا چطور چطور میشه ثابت کرد که این ها زن و شوهر نیشتند ؟؟؟ ببرای این کار اومدن یه قانونی گذاشتند که دو نفر که زن و شوهر میشند باید توی دفاتر ثبت بشه(یعنی اگه ثبت هم نشه این ها شرعا با هم زن و شوهرند) که این ها زن و شوهرند برای این کار هم باید دو نفر شاهد بالغ حضور داشته باشند که بگن بین این ها صیغه ی عقد جاری شده به خاطر همینه که باید به محضر برند یعنی اگه یکی هم نره گناهی نکرده فقط قانونا ثبت نمیشه
حالا چرا همیشه عاقد یا یه روحانی صیغه رو جاری میکنه؟؟؟ خب سمانه میدونی وقتی صیغه ی عقد رو میخونی اگه یه حرکش رو اشتباه بخونی صیغه کاملا باطل میشه به خاطر همینه که بیشتر عاقد یا روحانی میخونه البته من این رو هم از یه روحانی پرسیدم که اگه یکی خودش صیغه رو بخونه و یه حرکش رو هم ندونه و اشتباها بخونه اون وقت صیغه باطل میشه؟؟؟؟ که در جواب گفت اگه ندونه که اشتباه کرده مشکلی نیست ولی احتیاط اینه که یه عاقد بخونه.......
حالا این صیغه خودش دو نوعه یکی دائم یکی هم موقت که برای هر دو تاش هم باید مهریه تعیین بشه (حالا هر چی باشه از یه شاخه گل گرفته تا ..... سکه ی طلا به تاریخ تولد اونم میلادی) توی صیغه ی موقت که همون مثل دوستت بود توی صیغه معلوم میکنند که چه مدت اینها با هم محرم هستن بعد از اون مدت مثلا ۵ روز صیغه خود به خود باطل میشه... ولی توی صیغه ی دائم که عقد هستش این ها دائم با هم زن وشوهر میشوند و باید برای باطل کردنش یه دعای دیگه بخونند.( که اینو تازه تازه فهمیدم)
سمانه این ها رو که میبینی سر سفره ی عقدر عاقد میگه آیا من وکیلم... این ها همش یه جور نمایش هستش والا باید عقد همش عربی خونده بشه و در آخر هم زوج بگه قبلت (یعنی قبول کردم) مثلا خاله ی من عقدش رو توی محضر خوندند بعد از دو روز هم توی خونه از این عقد های معمول( آیا من وکیلم؟؟......) خوندن....
سمانه میدونی ازدواج خیلی آسونه از آسون هم آسونتره توی یکی دو دقیقه دو نفر به هم محرم میشند این خود مردمه که خیلی بزرگش کرده عزیز حکایت حضرت علی و خواهر عمر و نشنیدی ؟؟؟؟ یکی میتونه خودش ( اگه طرفین""دختر و پسر"" راضی باشند) عقد رو بین خودشون جاری کنه و نیازی به این همه تشریفات نیست عزیز می دونی این ها رو که من گفتم همشون توی کتاب احکام هست میتونی بری بخونی اگه دیدی من اشتباه میگم بیا به من هم بگو من هم تصحیحش کنم ..
فقط من یه سوالی همیشه برام بوده که بدون اجازی میشه خوند یا نه اگه بخونند چی میشه؟؟؟؟ این رو هم حتما از یه روحانی میپرسم از یکی نه از چند تا میپرسم میام به تو هم میگم ....
سمانه اینو هم که دوستت گفته صیغه خودش شرایطی داره بیشتر این ها هستند....... محرم نباشند یعنی یکی نمی تونه با خاله عمه دایی عمو پدر و جد پدری مادر و جد مادری برادر و خواهر و....... ازدواج کنه و اون بچه ای که توی بچگیش از شیر مادر اونی که میخماد باهاش ازدواج کنه نخورده باشه یعنی اگه خورده باشه(البته اونم مقدار داره) نمی تونه باهاش ازدواج کنه و از این حرفا .....
سمانه عزیزم حالا دیدی چقدر آسونه ؟؟؟ عزیز اگه باز هم اشکالی در این مورد داری بگو من اگه بلد باشم میگم اگه هم بلد نباشم میرم از یه روحانی میرسم.... عزیز و خوب منی
عزیز آره این بگو اگه ما همدیگر رو نداشتیم اون وقت چی کار میکردیم؟؟؟؟ سمانه میگم حالا که همدیگر و داریم قدر هم رو بیشتر بدونیم من که قدر تو رو خیلی خلی میدونیم تو هم که میدونمواسن ( قدر آغاجی ) کاشتی
سمانه جون این حرفت رو یادته به من گفتی آخه چقدر شیرین گفتی قبل از اون هزار بار شنیده بودم ولی اینقدر برام شیرین نیومده بود خیلی نازی خیلی ..
عزیز راستی یادت نرفته واسه اون روز ی که توی تلفن با هم قرار گذاشتیم یه برنامه ریزی کن ها باشه ) یعنی با خونداده هماهنگ کن با هم بریم گردش به به وقتی حالا به اون موقع فکر میکنم دلم داره تاپ تاپ میزنه سمانه گل من اگه امروز هم بره مند دو روز نه؟؟؟؟ اخه خدا جون این دو روز رو هم یه کاری کن زودتر بره .. یه کاری کن توی این دو روز خورشید زود طلوع کنه زود هم غروب کنه اخی اون وقت چه خوب میشه سمانه جون خیلی دارمت خیلی ..
ااا اوی ول لوطی شدی؟؟؟؟؟ سمانه چاقو ماقو نداری که؟؟؟ ای وای من میترسم هااااااااا اگه هم داری موقع اومدن پیش من قایمش کن من نبینم اخه اون وقت خودم رو خیس میکن![]()
![]()
سمانه جون خیلی دوست دارم عزیز گفته بودم میام امروز خوابم رو میگم و از بابات میرسم ولی وقت نشد باشه شب میام برات مینویسم باشه گل من؟؟؟ راستی سمانه جون این وب چطوریه؟؟؟ خوبه؟؟؟ آگه خوبه مال تو هستش اگه هم بد بود اون وقت دیگه ماله من
سمانه یه بوس خوشگل از اون لوپای قشنگت از اینجا ور مدارم اوووووووووووم
به به چقدر مزه ی خوبی داد سمانه جونادوست دارم خیلی خیلی ... تا خون در رگم هست سمانه هادی عاشقت هست![]()
![]()
![]()
به نیایش هایم هستی بخش جانم
به نام پیوند دهنده ی قلبها

